"ازعبا و قبا و نعلین تا سفره و شال ودمپایی"
چندی است که در تلویزیون و سینما شاهد حضور یک قشر مهم اما به حاشیه رفته هستیم. در شش سال اخیریکی از کارکترهای اصلی در سینما
و تلویزیون، روحانیون بوده اند. هم چون سریال "روز رفتن" و فیلم های سینمایی " مارمولک " و" زیر نور ماه " . درواقع کارگردانان جسوری چون"کمال تبریزی" و" میرکریمی" با زیرکی و مهارت به یکی از خطوط قرمز موجود در جامه امان نزدیک شده اند. به گونه ای که هدفشان نه تخریب بلکه اصلاح و بهبود روابط روحانیون و مردم بوده است. از این حیث فیلم زیر نور ماه در سینمای ایران فتح بابی است برای توجه به این قشر و آسیب شناسی آن ها که یا از نظرها پنهان اند و یا کسی جرات پرداختن به آن ها را ندارد. خطوط قرمزی هم چون سیاست و سیاست مداران، روحانیت و روحانیون ، دفاع مقدس علیرغم مطرح شدن اشان در سینمای جهان در کشور ما به دلایلی بسیار به ندرت به نقد کشیده می شود . در این مقاله سعی بر این است که در چارچوب نظریه شناخت فیلم زیر نور ماه مورد مطالعه قرار گیرد. بنا براین سوال اصلی این است که این فیلم چه شناختی از روحانیت و جامعه ایرانی به دست می دهد. لذا ابتدا توضیح مختصری از کارگردان فیلم و خلاصه داستان ارائه می شود، سپس به نظریه شناخت ، شناخت کارگردان، شناخت مخاطب ، جمع بندی پرداخته می شود.
سید رضا میر کریمی : کارگردان زیر نور ماه
سید رضا میرکریمی متولد 1345 تهران، فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه تهران است. وی کارگردانی را با ساخت چند فیلم
کوتاه به نام های :"برای او، یک روز بارانی ، خروس" آغاز نمود. اوهم چنین دو مجموعه تلویزیونی" آفتاب وعزیز خانم" و" بچه های مدرسه همت " را در کارنامه خود دارد. فیلم های بلند
او به ترتیب عبارتند از: کودک وسرباز، زیر نور ماه، این
جا چراغی روشن است ، وخیلی دور خیلی نزدیک ، که فیلم های اول و سومش به نمایش عمومی در نیامدند. ( سایت ، بازیگر ، 1384 )
جوایزی که میرکریمی به آن ها دست یافته از این قرارند : برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی به خاطر فیلم "برای
او" از ششمین جشنواره فیلم فجر، برنده جایزه بالن نقره ای جشنواره سه قاره نانت ، برنده جایزه کفش طلایی جشنواره زلین جمهوری چک ، برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره کودک اصفهان ، برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره
آسیا پاسیفیک اندونزی و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی
از هجدهمین جشنواره فیلم فجر همگی برای فیلم "کودک و سرباز" ، برنده جایزه بزرگ منتقدین کن فرانسه ، برنده
جایزه بهترین کارگردانی و جایزه ویژه هیات داوران و
جایزه نشان بزرگ شهر توکیو از جشنواره توکیو ژاپن ،
جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بیروت ، جایزه طاووس نقزه ای جشنواره های هند تماما به خاطر فیلم" زیر نور ماه" ، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر برای فیلم " اینجا چراغی
روشن است " و در آخر برنده شش سیمرغ بلورین و بهترین فیلم در بیست و سوین جشنواره فیلم فجر به خاطر فیلم " خیلی دور خیلی نزدیک".( سایت ، شار،1383)
خلاصه داستان:
سید حسن طلبه جوان روستایی است، در شرف پوشیدن لباس روحانیت است. پدرش در نامه ای که به او نوشته از وی خواسته تا ملبس شود ، به
ده بیاید و مردم را روشن کند. اما او هنوز در پذیرش این مسئولیت مردد است و خود را شایسته پوشیدن لباس نمی داند. زمانی که برای تهیه پارجه به بازار رفته پسر بچه ای به نام جوجه پارجه ها را از او می دزدد. او به جستجوی جوجه می پردازد و پس از پیدا کردن او، درحالی که
در می یابد این پسر در ظاهر آدامس فروش است و درواقع به فروش مواد مخدر مشغول است ، برای بازپس گرفتن پارچه هایش با او زیر یک
پل قرار می گذارد. سید حسن زیر پل با مردمانی آشنا می شود که تا کنون آنها را ندیده بوده ، او در این وادی به درک تازه ای از جهان، انسان و جامعه دست می یابد، وی خواهر جوجه را از مرگ نجات میده و به دست او ملبس می شود. در آخر به دارالتادیب نزد جوجه رفته تا به او کمک کند و نوید یک زندگی خوش را به وی دهد.
" نظریه شناخت "
معرفت شناسی ( اپیستمولوژی) گاهی برابر با نظریه شناخت و یکی ازشاخه های فلسفه می باشد. اپیستمولوژی به معنای علم فهم دانش است . درحوزه رسانه دانش فهم رسانه معنا می شود، این که چه می دانیم و چگونه می دانیم. از زمان یونان باستان تا کنون در مورد طبیعت دانش ،
منابع شناخت و چگونگی حصول شناخت نظریات متفاوت و مختلفی بیان و تکمیل شده ، فهم رسانه ای به دنبال درک معنای رمزگذاری شده
در پیام است. منابع شناخت را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
1- گواهی و شهادت : به عنوان منبع دست دوم شناخت محسوب می شود، این منبع زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که امکان دریافت مستقیم
علم نباشد. شناخت گاهی تصور است و گاهی تصدیق یک امر خارجی در ذهن. در این منبع ما گواهی به درک دیگری می کنیم و بدنبال درست
و نادرست بودن مطلب نیسیتم.
2- حس : برخی ها براین عقیده اند که امری شناختنی است که محسوس باشد، تجربه گرایی آن چیزی است که می بینیم ، می شنویم ، لمس و آزمایش می کنیم. عمل گرایی یک نوع انتخاب تجربه های شکل گرفته بر مبنای پیش فرض ها وعلایق علمی است. آسیب مهم تجربه گرایی ، گزینشی بودن دلیل، پیشداوری وهیجانات اجتماعی و نفی دائم یافته های پیشین علمی است.
3- تفکر : یک نوع معادله است، با معلومات و مجهولات به دنبال پاسخ و شناخت هستیم ، اندیشه صرف است و در پی دلیل. آسیب آن دوری
از واقعیت می باشد.
4- شهود : درک صریح و مستقیم ایست که از یک حس و درک سریع حاصل می شود. در درون انسان شکل
می گیرد و حالت الهام دارد. آسیب آن قابل درک نبودنش برای دیگران و مشتبه شدن فهم است. این منبع منشاء جهل مرکب است. ( عاملی ،1380)
کارل پوپر متفکر و فیلسوف نامدار قرن بیستم در شناخت عینی بحث را از نو آغاز می کند، مرکز ثقل بحث پوپرهمان مبحث کهن نمود شناخت بشری است که از زمان دکارت عمدتا جنبه ذهن گرایی داشته ، او در شناخت عینی با نظریات ارسطو که برمبنای عقل متعارف و ذهن گرایی
است قطع رابطه می کند.( خبرگزاری مهر،1378)
ابن سینا نظریه شناخت خود را چنان طراحی نمود تا مشکل نظریه ارسطو را نداشته باشد. او قاعده تجربه را معرفی می کند، و از دوعقل نام
می برد : یکی عقل بالقوه که در انسان وجود دارد و امریست شخصی ، دیگری عقل فعال که در خارج از او موجود است. وی کسی را دارای
علم حقیقی می داند که که کاملا متصل به عقل فعال باشد و اشاره می کند که این شخص پیامبر (ص) است.( سایت ، مجتمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1385)
"کورنفورت عقیده دارد که شناخت زاییده عمل است ، چرا که شناخت از تکامل انگارهایی که با شرایط ، موضوع ها ، وسایل مختلف فعالیت
های عملی ما مطابقت دارند به بار می آید. درهرعصر و تاریخی شناخت جامعه و قوانین آن همواره با وظایف عملی آن عصر مطابقت دارد.
از طرف دیگر مردم از چیزهایی که هنوز عمل آنان نیاز یا فرصت یافتن چیزی در مورد این اشیاء را ایجاب نکرده ، شناختی کسب نمی کنند
و نمی توانند کسب کنند." ( سایت ، سیاوش ، 1385)
کارگردان فیلم: " روحانیت باید به اسباب مدرنیته چنگ زند "
برای فهم شناختی که سازنده فیلم قصد دارد به مخاطب بدهد ناچاریم به مصاحبه ها و گفته های کارگردان رجوع کنیم . سید رضا میر کریمی
پس از ساخت فیلم زیر نور ماه در سال 1379طی مصاحبه ای که با مجله فیلم داشت بیان کرد ه که : وی در ساخت این فیلم نگاه تخریبی نداشته
و از همان ابتدا نقد را کنار نگاه اصلاح گرانه دیده است. او اذعان دارد که فیلم بنا ندارد که چیزی را تحمیل کند و فقط می گوید که از زوایای مختلف می توان به یک موضوع نگاه کرد و عدم قطعیت در همه جای فیلم حاکم است. نگاه عاقلانه ای به مسائل اجتماعی دارد و می گوید که بخاطر یک مصداق یک کلیت را رد نکنیم .او معتقد است که در دنیای امروزکه شاهد تقابل سنت و مدرنیسم هستیم، روحانیت برای پوشیدن لباس
و انجام رسالت خویش باید به مدرنیته و لوازم آن چنگ زند. راهی که سید حسن رفت راه متکامل تر ومتعالی تری ست ، از نظر او همه آدم ها بالقوه مومن هستند حتی آن هایی که از نظراجتماعی پست محسوب می شوند، لذا نگاه قشر روحانی به آنها باید مخصوصا توام با مهربانی باسد واگرنه دو طبقه از هم جدا شده و هیچ ارتباطی به هم نخواهند داشت. ( میر کریمی ، 1380)
سید ناصر هاشم زاده (1380:92) مشاور فیلمنامه در مورد زیر نور ماه چنین می گوید: " برای تشخیص را ه درست نفوذ، علقه و حکومت روحانیت و قرار گرفتن در مسیر صحیح تحقیق باید در همان آغاز، بی حب و بغض راهی به درون این نهاد پیدا کنیم. زیر نور ماه از این منظر یک آغاز است اما یک حادثه ساده نیست. زیر نور ماه بیانیه سیاسی اجتماعی نیست ، و به همین جهت در پی پاسخ گقتن به این گروه و آن گروه
برای حل معضلات اجتماعی نیست. می خواستیم درست ببینیم و می خواهیم درست بکاویم. این فیلم تذکری است برای رهایی از کوررنگی ، تذکر
به آنهایی که به تبعیت از کوررنگ ها، رنگ ها را فراموش کرده اند.
" سینما بعنوان میانجی فهم فرهنگ"
دراین بخش برای بیان شناختی که به عنوان مخاطب فیلم بدست آورده ام ، ابتدا خلاصه ای از" زیر نور ماه "و بعد از آن شناخت کسب شده ، گفته می شود. از میان راه هایی که برای شناخت و مطالعه سینما وجود دارد از رویکردی که سینما را به عنوان میانجی فهم فرهنگ می گیرد استفاده
می کنم. چرا که هنر به اندازه علم برابر با شناخت و دانش است ، هنر درکنار جنبه حسی ، بعد علمی هم دارد، و از طریق زبان خاص خودش که بیان کردن و جلوه دادن می باشد ، این قابلیت را داراست که زوایای پوشیده و پنهان جامعه را به ما نشان دهد و در جهت نیل به جامعه ای انسانی تر و بهتر بکار افتد. دراین راستا تئوری " مرگ مولف " را به کار می گیرم، این تئوری به ما می گوید که می توانیم برای فهم متن، نیت سازنده اثر را کنار بگذاریم و براساس ادراک خود به شناخت متن نائل شویم . چرا که فهم ما از امور بر مبنای نیات و ذهنیت ها نیست. در ارتباط هست که فهم شکل می گیرد لذا میانجی فهم معنا زبان است. درمحیط های مختلف و متفاوت افراد ذهنیت ، پیش داوری ، عقاید و تعصبات متفاوتی دارند. بنابراین هرچند که ممکن است به سراغ نیت مولف برویم اما بدون او فهم و تفسیر خود را رائه می کنیم. ( لاجوردی :1380 )
شخصیت اصلی داستان به نام سید حسن، که در حوزه درس خوانده با یک کشمکش درونی برای پوشیدن لباس نپوشیدن لباس روحانیت درگیرست. منشاء تردید او، مقایسه آدم های حوزه و روحانیون پیرامونش با پدربزرگش می باشد. او به جلال هم اتاقی اش می گوید که پدربزرگش در میان مردم بوده ، بیل دستش می گرفته و به سر زمین می رفته، تاثیر نفس خاصی داشته و همه به حرفش گوش می دادند. این کشمکش با دزدیده شدن پارچه هایش تبدیل به کشمکش بیرونی می شود.
" این دو کشمکش هم جهت هستند، و سید حسن تصور می کند این یک نشانه الهی است به این معنی که او نباید ملبس شود. " ( اسلامی ، 1380، 276 )
بطور کلی ما شاهد دو فضا در فیلم هستیم : 1- حوزه 2- پل (روی پل ، زیر پل)
فضای حوزه که در کنار بازار قرار دارد، بانشاط ، سرسبز، بی درد و رنج، مرتب، نسبتا آرام و دلنشین است.
سکون و سکوت در آن حکم فرما ست، آدم هایش تک بعدی ومحدود هستند. اما فضای زیرپل در تقابل با محیط حوزه قرار د ارد، نامرتب ،
کثیف ، مخروبه ، آشفته، فاقد امکانات لازم و اولیه برای زندگی ، بدون امنیت و آرامش است. تاریکی، بی نظمی، آنارشی در آن به چشم می خورد.آدم هایش فقیر، محتاج، گناهکار و خلافکار و بی سرپناهند. آن ها افراد وطرود جامعه و نمادی از اجتماع هستند. زندگی اشان توام با درد
و رنج اما ایمان به خدا و امیدواریست. ظاهرو باطن اشان یکی است.
اما برعکس آن در فضای بالای پل حفظ ظاهر می شود. بالای پل اجتماعی رسمی، و به ظاهر مرتب و ظاهر الصلاح و با آبرو ست، روی پل خواهر جوجه با ظاهری آرایش کرده و قلابی به خود فروشی می پردازد . این تقسیم زیرین و بالایی نمادی از تقسیم دنیا و آدم های اجتماع با
مظاهر تمدن و تکنولوژی هم هست. ساخت و ساز مدرن و عظیم پل کارکردی مانند مترو می یابد و هر دو در تضاد با فضای قدیمی و سنتی
حوزه قرار دارند. ( قادری ، 1380 )
سید حسن در جستجوی جوجه و لباس هایش به یک سفر می پردازد، سفری با مترو واتوبوس. وسایلی که برای حرکت و جابجایی مورد استفاده
قرار می گیرند و از مولفه های این دوران مدرن هستند. دراین گذار بیشتر سفر سید حسن از طریق متروست. او درمترو با جوجه آشنا می شود و پارچه هایش را از دست می دهد، به زیر پلی ها و روی پلی ها متصل شده ، از فضای بسته حوره خارج می شود . مترو وسیله ای زیرزمینی
ست ، به عبارتی می توان گفت در لایه پنهانی زمین واقع شده ، همانند زیر پل که لایه ای پنهانی و پوشیده در جامعه است. او در این سلوک اجتماعی در می یابد که واقعیت بیرون با آن چه در حوزه و حجره های دربسته اش به نظر می رسد متفاوت است. او با آدم هایی مواجه می شود
که به نان شب خویش محتاج اند ، دزدی می کنند، زباله ها را جمع آوری می کنند و در حسرت رسیدن به آرزوهای خود هستند.
بنا براین می توان گفت سفر سید حسن شبیه ماجرای هبوط آدم به زمین است. سید حسن درآغاز در آن بهشت متعادل ابتدایی در تردید و شک به سرمی برد، او مشتاق آگاهی ست و همین اشتیاق و دودلی ، گندم یا سیب ممنوعه اش محسوب می شود. لذا سید حسن از بهشت بی درد و رنج آغازین به پایین ترین لایه های زندگی زمینی هبوط می کند. پس از تجربه زندگی زمینی ، طلبه جوان مجددا به بهشت آغازین بازمی گردد ،
گویی که تمام این ها خواب و رویا بوده ، او این بار آگاهانه پا به زمین گذاشته ، رسالت خویش را دریافته و حالا به زمین برمی گردد تا به
وظیفه اش عمل کند. ( ثمینی ،1380 )
علاوه بر تقابل دو فضای ذکر شده، میان آدم های درون حوزه و آدم های زیرپل تضاد وجود دارد. در حوزه با پنج روحانی با ویژگی های مختلف روبرو هستیم . در این مکان خاص هریک از آن ها می خواهند از مسیری به خدا برسند. آدمی که اصول یقین را نادیده می گیرد و به تردید می رسد، معتقد به تقدیس وحرمت لباس روحانی و وظیفه خطیر ناشی از آن است. او تنها روحانی می باشد که در طول فیلم با مردم دیده می شود
(سید حسن). آدمی با طرز فکر قدیمی و بیگانه با زمان و زمانه، در پی انجام فرایض مستحب دینی، هم چون دعای جوشن کبیرست ( طلبه تازه وارد یا همان آقای صفر کیلومتر) ، آدمی شوخ طبع که میان گذشته و حال راه بی خیالی را در پیش گرفته، با هیچ کس و هیچ چیز کاری ندارد،
به ظواهر امر توجه دارد نه شرایط اجتماعی وعلل جرم و بزه ( جلال، هم حجره ای سید حسن )، کسی که از امکانات روز بهره می برد اما
زندگی گذشته را به دیگران توصیه می کند ، فردی ریاکارو متظاهر ، کسی که سعی در محدود کردن طلبه ها در فضای بسته حوزه دارد و
عملا ارتباط آن ها را با بیرون و کسب آگاهی قطع می کند، کسی که معتقد است با عمامه گذاشتن کارش تمام شده ( مدیر حوزه)، روحانی آخر معاون مدیر حوزه ، آقای منوچهری ست، او نماد روحانیونی است که برای ظاهر شدن در جامعه و میان مردم با لباس روحانیت با مشکل مواجه هستند،زمانی که سید حسن او را در مترو بدون لباس آخوندی می بیند به سید از کنایه ها و طعنه های مردم می گوید، و این که این لباس مناسب افراد ضعیف هم چون او و نیز آدم های سودجو نیست.
در زیر پل با آدم های به حاشیه رفته جامعه مواجه ایم. یک نوازنده نابینا، یک سارق، یک عریضه نویس ، و یک راشد و مرشد .هریک از آن
ها در حسرت رسیدن به آرزوهایشان و زندگی ای بهتر هستند، امیدوارند که به بالا ارتقاء یابند ، از اینکه زیر پلی ها می خوانندشان ناراحت
هستند ، ارتباط سید حسن با این افراد به مرور صمیمی تر شده و به آن ها نزدیک می شود، در ابتدا به او بعنوان یک غریبه و مامور نگاه می کنند، اما بتدریج او را در جمع خود می پذیرند. سید حسن سه بار به زیر پل می رود، بار اول به دنبال قرارش با جوجه با آن جا می رود، دراین سکانس او می بیند که نعلین و عبا و قبایش کاربرد عملی پیدا کرده اند، و از آن ها به عنوان دمپایی و سفره و شال استفاده می شود. او شاهد نامه نوشتن آنها به خداست، تا این جا او همانند یک تماشاگر فقط نظاره گرست، و فضای زیر پل هم چون صحنه تئاتر می ماند، به نوبت وارد شدن کارکترهایش، رقص و آواز خواندنشان، گریه و شادی اشان، نحوه حرکت و رابطه آن ها، تاریکی صحنه، حاکی از این امرست. حضور دوم او در زیرپل با فروش کتاب هایش و تهیه غذا برای زیر پلی ها همراه است، از این جا ببعد اودیگر تماشاگر نیست بلکه پا به عرصه عمل می گذارد، برای اشان غذا می آورد، با آن ها همسفره می شود، با دیدن درگیری جوجه و خواهرش با دو جوان مزاحم به کمک آن ها می شتابد. در پرده سوم سید حسن با میوه به زیر پل می رود اما ماموران شهرداری را بجای دوستانش می بیند، از میان آن آدمها تنها خواهر جوجه رامی بیند که در گوشه ای از آن مخروبه خودکشی کرده و دارد با مرگ دست و پنجه نرم می کند. برخلاف دیدار ابتدایی اش با این دختر روسپی که از او گریخت این بار به وی کمک کرده و او را از مرگ نجات می دهد. این رفتارها بیانگر تغییر شناخت طلبه جوان است. او درمی یابد که زبان آدم های حوزه برای رازو نیاز با خدا با زبان این آدم ها تفاوت دارد. حوزوی ها با زبان قرآن و احکام و مبانی فقه با خدا صحبت می کنند و زیر پلی ها درعین بی سوادی با زبانی بسیار شیرین ، عاشقانه ، ساده و خودمانی خدا را خطاب قرارداه و برایش نامه تایپ می کنند. سید حسن می فهمد که با جهان جدیدی روبروست که مولفه ها و شیوه و زبان متفاوتی را می طلبد. پهلوان می گوید نوازنده و سید حسن می گوید مطرب ، پهلوان می گوید زنجیر پاره می کردیم و او می گوید پس معرکه می گرفتید.
یکی ازعناصری که زیاد در فیلم مطرح شده،" دست " است. در ابتدای رویارویی سید حسن با جوجه، پسرک برای او فال می گیرد و کف بینی
می کند وبه او می گوید که سر دو راهی مانده که اگر راه درست را برود رستگار می شود ، درانتهای فیلم این سید حسن است که برای جوجه فال می گیرد و طرح مدینه فاضله اش را ف دست او پی ریزی کرده ، و به او می گوید که اگر راه درست را برود به روستایی پرگل و قشنگ می رسد
که همه همدیگر را دوست دارند. سید حسن زمانی که روی پل به مردی که ماشین اش خراب شده کمک می کندو می بیند که خواهر جوجه سوار همان ماشین می شود به دست هایش نگاه می کند تا دریابد که ثواب کرده یا گناه. در سکانس هایی که در مترو و اتوبوس محکم میله را نگه داشته ، در سکانس پایانی که نزد جوجه می رود و در حالی که نمادهای روحانیت ( انگشتر عیقیق و آستین لباده ) را در دست دارد محکم و فشرده میله اتوبوس را گرفته ، نیز شاهد عنصر دست هستیم. در یک سکانس زیبای دیگر که سید حسن در حال دعوا با دو جوان مزاحم است، عریضه نویس
با دست های رو به آسمان قطعه ای از متن " رومئو و ژولیت " را می خواند و می گوید که اگر با دست هایم مرتکب گناه می شوم راه توبه باز است ، پیمان پیوستگی و یکدلی از طریق دست هاست ، و تماس دست زائران با مقدسان رواست . در انتهای فیلم که روز ملبس شدن است در حالی که سید حسن آماده رفتن می شود، خواهر جوجه لباس هایش را می آورد و او نه به دست یک روحانی و مرجع دینی و رسمی بلکه به دست یکی
از پست ترین افراد از جهت اجتماعی ملبس می شود . لذا می توان گفت همان گونه که در تاریخ کشورمان بوده او مشروعیت خود را از مردم عادی می گیرد.
از جهت دیگر" لباس های سید حسن همانند خود او آبدیده و متبرک شده اند." ( میرکریمی،1380،95 )
سکانس های پایانی فیلم موئد خروج سید حسن ازشک و تردید است ، او آمده تا همانند پدربزرگش باشد و به درستی مردم را روشن نماید.
" زیرنورماه فیلمی واقع گرا و توهم زدا "
فیلم زیر نور ماه مجموعه ای از حقایق جامعه را به معرض نمایش می گذارد، توهم زدایی می کند و راه خروج از مخمصه را نیز بیان می کند. یکی از این واقعیت ها همانا شکاف میان قشر روحانی و عامه مردم است . در این فیلم شاهد شخصیت های مختلفی از روحانیون هستیم ، درهر طبقه و صنفی خوب و بد وجود دارد ، این قشر نیز از این قاعده مستثنی نیست . همان طور که جلال به سید حسن می گوید هم عمله خوب داریم
هم عمله بد، لباس روحانیت لباس خدمتگزاری ست و سید حسن تلاش دارد تا در زمره نیکان باشد . این حقیقت جامعه ماست که نه تنها رابطه ضعیفی میان مردم و روحانیون وجود دارد بلکه نگاه عامه مردم به آن ها توام با بی اعتمادی و نگرش منفی ست. و این مسئله حضور آن ها را در سطح جامعه بعضا با مشکل مواجه می کند. این است که با طعنه به آن ها گفته می شود حاج آقا به شما بنز نرسید ؟ و موارد مشابه که در پی آن روحانیون ناچار به نوشیدن لباس روحانیت در سطح جامعه می شوند. نشان دادن قشری فقیر و زیر پل نشین از دیگر واقعیت های جامعه است ،
که خود بیان گر شکاف طبقاتی و اقتصادی می باشد. راه خروجی که میر کریمی برای رهایی از این مخمصه ارائه می کند، توجه به تقدیس لباس روحانیت و مسئولیت سنگین ناشی از آن است . این که روحانی واقعی کسی است که مردمی باشد، ارتباط نزدیک ، خالصانه ، و صمیمانه با آن ها داشته باشد ، و در مسیر اصلاح و بهبود زندگی آن ها گام بردارد.
" جمع بندی "
هدف این مقاله فهم شناختی بود که فیلم زیر نورماه به ما به عنوان مخاطب می دهد . همان طور که می دانیم ، روحانیت در طول تاریخ پناه و ملجاء مردم بوده ، از دل مردم جوشیده و در کنار آن ها گام برداشته ، اما بعد از انقلاب بدلیل ورود روحانیون به عرصه سیاسی و دستگاه دولتی شرایط تغییر کرده ، در حال حاضر سیاست مداران طراز اول کشور روحانی هستند ، لذا ناراحتی عامه مردم از اوضاع اقتصادی و اجتماعی موجب بدبینی
و نگرش منفی آن ها به این قشر جامعه و دوری آنها ازهم شده ، روحانیون در وهله اول نماد دینی و مذهبی جامعه هستند . دین یک مقوله همه جانبه است ، و برای تمامی جهات زندگی بشر، لذا سردمداران آن نباید در مواجه با گناه و بزه و بزهکاران ، با آن ها به سختی برخورد کنند و تنها از روی آن چه در حوزه فراگرفته اند نظردهند ، بلکه لازم است شرایط اجتماعی و اقتصادی را نیزمد نظر قراردهند. نگاهی ارتباطاتی روانشناختی ، جامعه شناختی و اصلاح گرانه داشته باشند. برای پرشدن فاصله بین مردم و روحانیون باید آن چه در حوزه فرا گرفته می شود در جامعه تجربه شود و جنبه عملی یابد. مردمی باشند و از جنس آن ها. روحانیون همانند مردم دیگر در دنیای مدرن زندگی می کنند ، استفاده از امکانات و تکنولوژی حق آن هاست ، اما باید عناصر بهینه و مثبت مدرنیته را اخذ کرده و از آن استفاده کنند. با تغییر زمانه آن ها هم بایست با شرایط روز منطبق شوند، نه به این معنا که باور دیرین خود را فدای شناخت جدید کنند بلکه آن را تعدیل و اصلاح کنند . به هم اندیشی و مفاهمه با مردم بپردازند ، و انتقاد پذیر و واقع بین باشند. این امر به تغییر نگرش مردم منجرمی شود تا همه روحانیون را به یک چشم نبینند و آن ها را جزئی از جمع خود احساس کنند.
منابع :
1- اسلامی ، مجید ( 1380 ) ماه پنهان است ، مجله فیلم ، 276 ، ص 85
2- ثمینی ، نغمه ( 1380 ) مبدا بهشت : ... مقصد زمین : ... ، مجله فیلم ، 276، ص 87
3- عاملی ، سعید رضا ( 1380 ) جزوه درسی
4- قادری ، امیر (1380 ) نان حلال شیخ و آب حرام ما ، مجله فیلم ، ص ص 88-89
5-لاجوردی ، هاله ( 1380 ) جزوه درسی
6-میر کریمی ، رضا (1380 ) گفتگو با سید رضا میر کریمی : لبه تیغ ، مجله فیلم ، 276، ص ص 93-95
7- هاشم زاده ، ناصر (1380) برای رهایی از کور رنگی ، مجله فیلم ،276، ص 92

دارد در مورد دختری است به نام احلام، ازعشایر جنوب که درشهر و دررشته پزشکی

گلاتی که برای حل آنها باید اندیشید. فیلم تفکر بسته یک عشیره و سنتهای آن را نشان می دهد که برای ما که خارج از جمع آنها هستیم غیرمنطقی است اما افراد عشیره آن را کاملا عقلانی می پندارند. ما نیزبه چنین شناختی می رسیم و تقابل سنت و مدرنیته را مشاهده می کنیم. دریک طرف پرویز نماد مدرنیته می باشد ودرطرف دیگر فرحان نماد سنت. احلام نیز بواسطه زندگی درشهر دوره گذار را طی کرده است . پرویز و احلام از عقل و منطق، و ویژگیهای زندگی درقرن بیستم می گویند وفرحان هم ازعقلانیت و زندگی عشیره ای، لزوم پایبندی به سنتها، ضمانت اجرایی برای سازگاری با وضع موجود، و حفظ کیان و بقای عشیره. فیلم فضای جبری و حاکم بر عشیره را به نمایش می گذارد که به قول "سینایی" بخوبی بیان می کند که در ساختار ظالمانه
امعه است تا بدین طریق جهان اجتماعی دگرگون شده و در مسیرهای عادلانه تر و انسانی تر بیفتد. دو پرسش بنیادی این نظریه یکی اینست که از وضع زنان چه می دانیم(بعد توصیفی) و دیگری اینکه چرا وضع آنان این گونه است.(بعد تبیینی). از نظر آنها زنان از جهت اجتماعی درموقعیتی قرار گرفته اند که نمی توانند به گونه ای هدفدارعمل کنند. زیرا