تبليغاتX
فلسفه رسانه

فلسفه رسانه

 

 

"ازعبا و قبا و نعلین تا سفره و شال ودمپایی"

 

چندی است که در تلویزیون و سینما شاهد حضور یک قشر مهم اما به حاشیه رفته هستیم. در شش سال اخیریکی از کارکترهای اصلی در سینما

و تلویزیون، روحانیون بوده اند. هم چون سریال "روز رفتن" و فیلم های سینمایی  " مارمولک " و" زیر نور ماه " . درواقع کارگردانان جسوری چون"کمال تبریزی" و" میرکریمی" با زیرکی و مهارت  به یکی از خطوط قرمز موجود در جامه امان نزدیک  شده اند. به گونه ای که هدفشان نه تخریب بلکه اصلاح و بهبود روابط روحانیون و مردم بوده است. از این حیث فیلم زیر نور ماه  در سینمای ایران فتح بابی  است برای توجه به این قشر و آسیب شناسی آن ها که یا از نظرها پنهان اند و یا کسی جرات پرداختن به آن ها را ندارد. خطوط قرمزی هم چون سیاست و سیاست مداران، روحانیت و روحانیون ، دفاع مقدس علیرغم مطرح شدن اشان در سینمای جهان در کشور ما به دلایلی بسیار به ندرت به نقد کشیده می شود . در این مقاله سعی بر این است که در چارچوب نظریه شناخت فیلم زیر نور ماه مورد مطالعه قرار گیرد. بنا براین سوال اصلی این است که این فیلم چه شناختی از روحانیت و جامعه ایرانی به دست می دهد. لذا ابتدا توضیح مختصری از کارگردان فیلم و خلاصه داستان ارائه می شود، سپس  به نظریه شناخت ، شناخت کارگردان، شناخت مخاطب ، جمع بندی پرداخته می شود.

 

 

سید رضا میر کریمی : کارگردان زیر نور ماه

 

سید رضا میرکریمی متولد 1345 تهران، فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه تهران است. وی کارگردانی را با ساخت چند فیلم کوتاه به نام های :"برای او، یک روز بارانی ، خروس" آغاز نمود. اوهم چنین دو مجموعه تلویزیونی" آفتاب  وعزیز خانم" و" بچه های مدرسه همت " را در کارنامه خود دارد. فیلم های بلند

 او به ترتیب عبارتند از: کودک وسرباز، زیر نور ماه، این

جا چراغی روشن است ، وخیلی دور خیلی نزدیک ، که فیلم های  اول و سومش به نمایش عمومی در نیامدند. ( سایت ، بازیگر ، 1384 )     

جوایزی که میرکریمی به آن ها دست یافته از این قرارند : برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی به خاطر فیلم "برای

او" از ششمین جشنواره فیلم فجر، برنده جایزه بالن نقره ای جشنواره سه قاره نانت ، برنده جایزه کفش طلایی جشنواره زلین جمهوری چک ، برنده جایزه بهترین فیلم از جشنواره کودک اصفهان ، برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره

آسیا  پاسیفیک اندونزی  و دیپلم افتخار بهترین کارگردانی

از هجدهمین جشنواره فیلم فجر همگی برای فیلم "کودک و سرباز" ، برنده جایزه  بزرگ منتقدین  کن فرانسه ، برنده

جایزه بهترین  کارگردانی و جایزه ویژه هیات  داوران  و

جایزه نشان بزرگ  شهر توکیو از جشنواره  توکیو  ژاپن ،

جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بیروت ، جایزه طاووس نقزه ای جشنواره های هند تماما به خاطر فیلم" زیر نور ماه" ، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر برای فیلم " اینجا چراغی

روشن است " و در آخر برنده شش سیمرغ بلورین و بهترین فیلم در بیست و سوین جشنواره فیلم فجر به خاطر فیلم " خیلی دور خیلی نزدیک".( سایت ، شار،1383)  

 

 

خلاصه داستان:

 

سید حسن طلبه جوان روستایی است، در شرف پوشیدن لباس روحانیت است. پدرش در نامه ای که به او نوشته از وی خواسته تا ملبس شود ، به

 ده بیاید و مردم را روشن کند. اما او هنوز در پذیرش این مسئولیت مردد است  و خود را شایسته پوشیدن لباس نمی داند. زمانی که برای تهیه پارجه به بازار رفته پسر بچه ای به نام جوجه پارجه ها را از او می دزدد. او به جستجوی جوجه می پردازد و پس از پیدا کردن او، درحالی که

 در می یابد این پسر در ظاهر آدامس فروش است و درواقع به فروش مواد مخدر مشغول است ، برای بازپس گرفتن پارچه هایش با او زیر یک

پل قرار می گذارد. سید حسن زیر پل با مردمانی آشنا می شود که تا کنون آنها را ندیده بوده ، او در این وادی به درک تازه ای از جهان، انسان و جامعه دست می یابد، وی خواهر جوجه را از مرگ نجات میده و به دست او ملبس می شود. در آخر به دارالتادیب نزد جوجه رفته تا به او کمک کند و نوید یک زندگی خوش را به وی دهد.

 

 

 

 

" نظریه شناخت "

 

معرفت شناسی ( اپیستمولوژی) گاهی برابر با نظریه شناخت و یکی ازشاخه های فلسفه می باشد. اپیستمولوژی به معنای علم فهم دانش است . درحوزه رسانه دانش فهم رسانه معنا می شود، این که چه می دانیم و چگونه می دانیم. از زمان یونان باستان تا کنون در مورد طبیعت دانش ،

منابع شناخت و چگونگی حصول شناخت نظریات متفاوت و مختلفی بیان و تکمیل شده ، فهم رسانه ای به دنبال درک معنای رمزگذاری شده

در پیام است.  منابع شناخت را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

1- گواهی و شهادت : به عنوان منبع دست دوم شناخت محسوب می شود، این منبع زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که امکان دریافت مستقیم

علم نباشد. شناخت گاهی تصور است و گاهی تصدیق یک امر خارجی در ذهن. در این منبع ما گواهی به درک دیگری می کنیم  و بدنبال درست

و نادرست بودن مطلب نیسیتم.

2- حس : برخی ها براین عقیده اند که امری شناختنی است که محسوس باشد، تجربه گرایی آن چیزی است که می بینیم ، می شنویم ، لمس و آزمایش می کنیم. عمل گرایی یک نوع انتخاب تجربه های شکل گرفته بر مبنای پیش فرض ها وعلایق علمی است. آسیب مهم تجربه گرایی ، گزینشی بودن دلیل، پیشداوری وهیجانات اجتماعی و نفی دائم یافته های پیشین علمی است.

3- تفکر : یک نوع معادله است، با معلومات و مجهولات به دنبال پاسخ و شناخت هستیم ، اندیشه صرف است  و در پی دلیل. آسیب آن دوری

از واقعیت می باشد.

4- شهود : درک صریح و مستقیم ایست که از یک حس و درک سریع حاصل می شود. در درون انسان شکل

می گیرد و حالت الهام دارد. آسیب آن قابل درک نبودنش برای دیگران و مشتبه شدن فهم است. این منبع منشاء جهل مرکب است. ( عاملی ،1380)

کارل پوپر متفکر و فیلسوف نامدار قرن بیستم در شناخت عینی بحث را از نو آغاز می کند، مرکز ثقل بحث پوپرهمان مبحث کهن نمود شناخت بشری است که از زمان دکارت عمدتا جنبه ذهن گرایی داشته ، او در شناخت عینی با نظریات ارسطو که برمبنای عقل متعارف و ذهن گرایی

 است قطع رابطه می کند.( خبرگزاری مهر،1378)

ابن سینا نظریه شناخت خود را چنان طراحی نمود تا مشکل نظریه ارسطو را نداشته باشد. او قاعده تجربه را معرفی می کند، و از دوعقل نام

می برد : یکی عقل بالقوه که در انسان وجود دارد و امریست شخصی ، دیگری عقل فعال که در خارج از او موجود است. وی کسی را دارای

علم حقیقی می داند که که کاملا متصل به عقل فعال باشد و اشاره می کند که این شخص پیامبر (ص) است.( سایت ، مجتمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1385)                               

"کورنفورت عقیده دارد که شناخت زاییده عمل است ، چرا که شناخت از تکامل انگارهایی که با شرایط ، موضوع ها ، وسایل مختلف فعالیت

های عملی ما مطابقت دارند به بار می آید. درهرعصر و تاریخی شناخت  جامعه و قوانین آن همواره با وظایف عملی آن عصر مطابقت دارد.

از طرف دیگر مردم از چیزهایی که هنوز عمل آنان نیاز یا فرصت یافتن چیزی در مورد این اشیاء را ایجاب نکرده ، شناختی کسب نمی کنند

و نمی توانند کسب کنند." ( سایت ، سیاوش ، 1385)

 

 

 

کارگردان فیلم: " روحانیت باید به اسباب مدرنیته چنگ زند "

 

برای فهم شناختی که سازنده فیلم قصد دارد به مخاطب بدهد ناچاریم  به مصاحبه ها و گفته های کارگردان رجوع کنیم . سید رضا میر کریمی

 پس از ساخت فیلم زیر نور ماه در سال 1379طی مصاحبه ای که با مجله فیلم داشت بیان کرد ه که : وی در ساخت این فیلم نگاه تخریبی نداشته

 و از همان ابتدا نقد را کنار نگاه اصلاح گرانه دیده است. او اذعان دارد که فیلم بنا ندارد که چیزی را تحمیل کند و فقط می گوید که از زوایای مختلف می توان به یک موضوع نگاه کرد و عدم قطعیت در همه جای فیلم حاکم است. نگاه عاقلانه ای به مسائل اجتماعی دارد و می گوید که بخاطر یک مصداق یک کلیت را رد نکنیم .او معتقد است که در دنیای امروزکه شاهد تقابل سنت و مدرنیسم هستیم، روحانیت برای پوشیدن لباس

و انجام رسالت خویش باید به مدرنیته و لوازم آن چنگ زند. راهی که سید حسن رفت راه متکامل تر ومتعالی تری ست ، از نظر او همه آدم ها بالقوه مومن هستند حتی آن هایی که از نظراجتماعی پست محسوب می شوند، لذا نگاه قشر روحانی به آنها باید مخصوصا توام با مهربانی باسد واگرنه دو طبقه از هم جدا شده و هیچ ارتباطی به هم نخواهند داشت. ( میر کریمی ، 1380)

سید ناصر هاشم زاده (1380:92) مشاور فیلمنامه  در مورد زیر نور ماه چنین می گوید: " برای تشخیص  را ه درست نفوذ، علقه و حکومت روحانیت و قرار گرفتن در مسیر صحیح تحقیق باید در همان آغاز، بی حب و بغض راهی به درون این نهاد پیدا کنیم. زیر نور ماه از این منظر یک آغاز است اما یک حادثه ساده نیست. زیر نور ماه بیانیه سیاسی اجتماعی نیست ، و به همین جهت در پی پاسخ گقتن به این گروه و آن گروه

برای حل معضلات اجتماعی نیست. می خواستیم درست ببینیم و می خواهیم درست بکاویم. این فیلم تذکری است برای رهایی از کوررنگی ، تذکر

به آنهایی که به تبعیت از کوررنگ ها، رنگ ها را فراموش کرده اند.  

 

 

 

 

" سینما بعنوان میانجی فهم فرهنگ"

 

دراین بخش برای بیان شناختی که به عنوان مخاطب فیلم بدست آورده ام ، ابتدا خلاصه ای از" زیر نور ماه "و بعد از آن شناخت کسب شده ، گفته می شود. از میان راه هایی که برای شناخت و مطالعه سینما وجود دارد از رویکردی که سینما را به عنوان میانجی فهم فرهنگ می گیرد استفاده

می کنم. چرا که هنر به اندازه علم برابر با شناخت و دانش است ، هنر درکنار جنبه حسی ، بعد علمی هم دارد، و از طریق زبان خاص خودش که بیان کردن و جلوه دادن می باشد ، این قابلیت را داراست که زوایای پوشیده  و پنهان جامعه را به ما نشان دهد و در جهت نیل به جامعه ای انسانی تر و بهتر بکار افتد. دراین راستا تئوری " مرگ مولف " را به کار می گیرم، این تئوری به ما می گوید که می توانیم برای فهم متن، نیت سازنده اثر را کنار بگذاریم و براساس ادراک خود به شناخت متن نائل شویم . چرا که فهم ما از امور بر مبنای نیات و ذهنیت ها نیست. در ارتباط هست که فهم شکل می گیرد لذا میانجی فهم معنا زبان است. درمحیط های مختلف و متفاوت افراد ذهنیت ، پیش داوری ، عقاید و تعصبات متفاوتی دارند. بنابراین هرچند که ممکن است به سراغ نیت مولف برویم اما بدون او فهم و تفسیر خود را رائه می کنیم. ( لاجوردی :1380 )

 

 

شخصیت اصلی داستان به نام سید حسن، که در حوزه درس خوانده با یک کشمکش درونی برای پوشیدن لباس نپوشیدن لباس روحانیت درگیرست. منشاء تردید او، مقایسه آدم های حوزه و روحانیون پیرامونش با پدربزرگش می باشد. او به جلال هم اتاقی اش می گوید که پدربزرگش در میان مردم بوده ، بیل دستش می گرفته و به سر زمین می رفته، تاثیر نفس خاصی داشته و همه به حرفش گوش می دادند. این کشمکش با دزدیده شدن پارچه هایش تبدیل به کشمکش بیرونی می شود.

" این دو کشمکش هم جهت هستند، و سید حسن تصور می کند این یک نشانه الهی است به این معنی که او نباید ملبس شود. " ( اسلامی ، 1380، 276 )  

بطور کلی ما شاهد دو فضا در فیلم هستیم :        1- حوزه                  2- پل (روی پل ، زیر پل)    

فضای حوزه که در کنار بازار قرار دارد، بانشاط ، سرسبز، بی درد و رنج، مرتب، نسبتا آرام و دلنشین است.    

سکون و سکوت در آن حکم فرما ست، آدم هایش تک بعدی ومحدود هستند. اما فضای زیرپل در تقابل با محیط حوزه قرار د ارد، نامرتب ،

کثیف ، مخروبه ، آشفته، فاقد امکانات لازم و اولیه برای زندگی ، بدون امنیت و آرامش است. تاریکی، بی نظمی، آنارشی در آن به چشم می خورد.آدم هایش فقیر، محتاج، گناهکار و خلافکار و بی سرپناهند. آن ها افراد وطرود جامعه و نمادی از اجتماع هستند. زندگی اشان توام با درد

و رنج اما ایمان  به خدا و امیدواریست. ظاهرو باطن اشان یکی است.

اما برعکس آن در فضای بالای پل حفظ ظاهر می شود. بالای پل اجتماعی رسمی، و به ظاهر مرتب و ظاهر الصلاح و با آبرو ست، روی پل خواهر جوجه با ظاهری آرایش کرده و قلابی به خود فروشی می پردازد . این تقسیم زیرین و بالایی نمادی از تقسیم دنیا و آدم های اجتماع با

 مظاهر تمدن و تکنولوژی هم هست. ساخت و ساز مدرن و عظیم پل کارکردی مانند مترو می یابد و هر دو در تضاد با فضای قدیمی و سنتی

حوزه قرار دارند. ( قادری ، 1380 )    

سید حسن در جستجوی جوجه و لباس هایش به یک سفر می پردازد، سفری با مترو واتوبوس. وسایلی که برای حرکت و جابجایی مورد استفاده

قرار می گیرند و از مولفه های این دوران مدرن هستند. دراین گذار بیشتر سفر سید حسن از طریق متروست. او درمترو با جوجه آشنا می شود و پارچه هایش را از دست می دهد، به زیر پلی ها و روی پلی ها متصل شده ، از فضای بسته حوره خارج می شود . مترو وسیله ای زیرزمینی

ست ، به عبارتی می توان گفت در لایه پنهانی زمین واقع شده ، همانند زیر پل که لایه ای پنهانی و پوشیده در جامعه  است. او در این سلوک اجتماعی در می یابد که واقعیت بیرون با آن چه در حوزه و حجره های دربسته اش به نظر می رسد متفاوت است. او با آدم هایی مواجه می شود

که به نان شب خویش محتاج اند ، دزدی می کنند، زباله ها را جمع آوری می کنند و در حسرت رسیدن به آرزوهای خود هستند.

بنا براین می توان گفت سفر سید حسن شبیه ماجرای هبوط آدم به زمین است. سید حسن درآغاز در آن بهشت متعادل ابتدایی در تردید و شک به سرمی برد، او مشتاق آگاهی ست و همین اشتیاق و دودلی ، گندم یا سیب ممنوعه اش محسوب می شود. لذا سید حسن از بهشت بی درد و رنج آغازین به پایین ترین لایه های زندگی زمینی هبوط می کند. پس از تجربه زندگی زمینی ، طلبه جوان مجددا به بهشت آغازین بازمی گردد ،

گویی که تمام این ها خواب و رویا بوده ، او این بار آگاهانه پا به زمین گذاشته ، رسالت خویش را دریافته و حالا به زمین برمی گردد تا به

 وظیفه اش عمل کند. ( ثمینی ،1380 )

علاوه بر تقابل دو فضای ذکر شده، میان آدم های درون حوزه و آدم های زیرپل تضاد وجود دارد. در حوزه با پنج روحانی با ویژگی های مختلف روبرو هستیم . در این مکان خاص هریک از آن ها می خواهند از مسیری به خدا برسند. آدمی که اصول یقین را نادیده می گیرد و به تردید می رسد، معتقد به تقدیس وحرمت لباس روحانی  و وظیفه خطیر ناشی از آن است. او تنها روحانی می باشد که در طول فیلم با مردم دیده می شود

(سید حسن). آدمی با طرز فکر قدیمی و بیگانه با زمان و زمانه، در پی انجام فرایض مستحب دینی، هم چون دعای جوشن کبیرست ( طلبه تازه وارد یا همان آقای صفر کیلومتر) ، آدمی شوخ طبع که میان گذشته و حال راه بی خیالی را در پیش گرفته، با هیچ کس و هیچ چیز کاری ندارد،

 به ظواهر امر توجه دارد نه شرایط اجتماعی وعلل جرم و بزه ( جلال، هم حجره ای سید حسن )، کسی که از امکانات روز بهره می برد اما

 زندگی گذشته را به دیگران توصیه می کند ، فردی ریاکارو متظاهر ، کسی که سعی در محدود کردن طلبه ها در فضای بسته حوزه دارد و

عملا ارتباط آن ها را با بیرون و کسب آگاهی قطع می کند، کسی که معتقد است با عمامه گذاشتن کارش تمام شده  ( مدیر حوزه)، روحانی آخر معاون مدیر حوزه ، آقای منوچهری ست، او نماد روحانیونی است که برای ظاهر شدن در جامعه و میان مردم با لباس روحانیت با مشکل مواجه هستند،زمانی که سید حسن او را در مترو بدون لباس آخوندی می بیند به سید از کنایه ها و طعنه های مردم می گوید، و این که این لباس مناسب افراد ضعیف هم چون او و نیز آدم های سودجو نیست.

در زیر پل با آدم های به حاشیه رفته جامعه مواجه ایم. یک  نوازنده نابینا، یک سارق، یک  عریضه نویس ، و یک راشد و مرشد .هریک از آن

 ها در حسرت رسیدن به آرزوهایشان و زندگی ای بهتر هستند، امیدوارند که به بالا ارتقاء یابند ، از اینکه زیر پلی ها می خوانندشان ناراحت

هستند ، ارتباط سید حسن با این افراد  به مرور صمیمی تر شده و به آن ها نزدیک می شود، در ابتدا به او بعنوان یک  غریبه و مامور نگاه می کنند، اما بتدریج او را در جمع خود می پذیرند. سید حسن سه بار به زیر پل می رود،  بار اول به دنبال قرارش با جوجه با آن جا می رود، دراین سکانس او می بیند که نعلین و عبا و قبایش کاربرد عملی پیدا کرده اند، و از آن ها به عنوان دمپایی و سفره و شال استفاده می شود. او شاهد نامه نوشتن آنها به خداست، تا این جا او همانند یک تماشاگر فقط نظاره گرست، و فضای زیر پل هم چون صحنه تئاتر می ماند، به نوبت وارد شدن کارکترهایش، رقص و آواز خواندنشان، گریه و شادی اشان، نحوه حرکت و رابطه آن ها، تاریکی صحنه، حاکی از این امرست. حضور دوم او در زیرپل با فروش کتاب هایش و تهیه غذا برای زیر پلی ها همراه است، از این جا ببعد اودیگر تماشاگر نیست بلکه پا به عرصه عمل می گذارد، برای اشان غذا می آورد، با آن ها همسفره می شود، با دیدن درگیری جوجه و خواهرش با دو جوان مزاحم به کمک آن ها می شتابد. در پرده سوم سید حسن با میوه به زیر پل می رود اما ماموران شهرداری را بجای دوستانش می بیند، از میان آن آدمها تنها خواهر جوجه رامی بیند که در گوشه ای از آن مخروبه خودکشی کرده و دارد با مرگ دست و پنجه نرم می کند. برخلاف دیدار ابتدایی اش با این دختر روسپی که از او گریخت این بار به وی کمک کرده و او را از مرگ نجات می  دهد. این رفتارها بیانگر تغییر شناخت طلبه جوان است. او درمی یابد که زبان آدم های حوزه برای رازو نیاز با خدا با  زبان این آدم ها تفاوت دارد. حوزوی ها با زبان قرآن و احکام  و مبانی فقه با خدا صحبت می کنند و زیر پلی ها درعین بی سوادی با زبانی بسیار شیرین ، عاشقانه ، ساده و خودمانی خدا را خطاب قرارداه و برایش نامه تایپ می کنند. سید حسن می فهمد که با جهان جدیدی روبروست که مولفه ها و شیوه و زبان متفاوتی را می طلبد. پهلوان می گوید نوازنده و سید حسن می گوید مطرب ، پهلوان می گوید زنجیر پاره می کردیم و او می گوید پس معرکه می گرفتید.

یکی ازعناصری که زیاد در فیلم مطرح شده،" دست " است. در ابتدای رویارویی سید حسن با جوجه، پسرک برای او فال می گیرد و کف بینی

می کند وبه او می گوید که سر دو راهی مانده که اگر راه درست را برود رستگار می شود ، درانتهای فیلم این سید حسن است که برای جوجه فال می گیرد و طرح مدینه فاضله اش را ف دست او پی ریزی کرده ، و به او می گوید که اگر راه درست را برود به روستایی پرگل و قشنگ می رسد

که همه همدیگر را دوست دارند. سید حسن زمانی که روی پل به مردی که ماشین اش خراب شده کمک می کندو می بیند که خواهر جوجه سوار همان ماشین می شود به دست هایش نگاه می کند تا دریابد که ثواب  کرده یا گناه. در سکانس هایی که در مترو و اتوبوس محکم میله را نگه داشته ، در سکانس پایانی که نزد جوجه می رود و در حالی که نمادهای روحانیت ( انگشتر عیقیق و آستین لباده ) را در دست دارد محکم و فشرده میله اتوبوس  را گرفته ، نیز شاهد عنصر دست هستیم. در یک سکانس زیبای دیگر که سید حسن در حال دعوا با دو جوان مزاحم است، عریضه نویس

با دست های رو به آسمان قطعه ای از متن " رومئو و ژولیت " را می خواند و می گوید که اگر با دست هایم  مرتکب گناه می شوم راه توبه باز است ، پیمان پیوستگی و یکدلی از طریق دست هاست ، و تماس دست زائران با مقدسان رواست . در انتهای فیلم که روز ملبس شدن است در حالی که سید حسن آماده رفتن می شود، خواهر جوجه لباس هایش را می آورد و او نه به دست یک روحانی و مرجع دینی و رسمی  بلکه  به دست یکی

از پست ترین افراد از جهت اجتماعی ملبس می شود . لذا می توان گفت همان گونه که در تاریخ کشورمان بوده  او مشروعیت خود را از مردم عادی می گیرد.

از جهت دیگر" لباس های سید حسن همانند خود او آبدیده و متبرک شده اند." ( میرکریمی،1380،95 ) 

سکانس های پایانی فیلم موئد خروج سید حسن ازشک و تردید است ، او آمده تا همانند پدربزرگش باشد و به درستی مردم را روشن نماید.

 

 

 

 " زیرنورماه فیلمی واقع گرا و توهم زدا "  

 

فیلم زیر نور ماه مجموعه ای از حقایق جامعه را به معرض نمایش می گذارد، توهم زدایی می کند و راه خروج  از مخمصه را نیز بیان می کند.  یکی از این واقعیت ها همانا شکاف میان قشر روحانی و عامه مردم است . در این فیلم شاهد شخصیت های مختلفی از روحانیون هستیم ، درهر طبقه و صنفی خوب و بد وجود دارد ، این قشر نیز از این قاعده مستثنی  نیست . همان طور که جلال به سید حسن می گوید هم عمله خوب داریم

هم عمله بد، لباس روحانیت لباس خدمتگزاری ست و سید حسن تلاش دارد تا در زمره نیکان باشد . این حقیقت جامعه ماست که نه تنها رابطه ضعیفی میان مردم و روحانیون وجود دارد بلکه نگاه عامه مردم به آن ها توام با بی اعتمادی و نگرش منفی ست. و این مسئله حضور آن ها را در سطح جامعه بعضا با مشکل مواجه می کند. این است که با طعنه به آن ها گفته می شود حاج آقا به شما بنز نرسید ؟ و موارد مشابه که در پی آن روحانیون ناچار به نوشیدن لباس روحانیت در سطح جامعه می شوند. نشان دادن قشری فقیر و زیر پل نشین از دیگر واقعیت های جامعه است ،

که خود بیان گر شکاف طبقاتی و اقتصادی می باشد. راه خروجی که میر کریمی برای رهایی از این مخمصه ارائه می کند، توجه به تقدیس لباس روحانیت و مسئولیت سنگین ناشی از آن است . این که روحانی واقعی کسی است که مردمی باشد، ارتباط نزدیک ، خالصانه ، و صمیمانه با آن ها داشته باشد ، و در مسیر اصلاح و بهبود زندگی آن ها گام بردارد.     

 

" جمع بندی "

 

هدف این مقاله فهم شناختی بود که فیلم زیر نورماه به ما به عنوان مخاطب می دهد . همان طور که می دانیم ، روحانیت در طول تاریخ پناه و ملجاء مردم بوده ، از دل مردم جوشیده و در کنار آن ها گام برداشته ،  اما بعد از انقلاب بدلیل ورود روحانیون به عرصه سیاسی و دستگاه  دولتی شرایط تغییر کرده ، در حال حاضر سیاست مداران طراز اول کشور روحانی هستند ، لذا ناراحتی عامه مردم از اوضاع اقتصادی و اجتماعی موجب بدبینی

و نگرش منفی آن ها به این قشر جامعه و دوری  آنها ازهم شده ، روحانیون در وهله اول نماد دینی و مذهبی جامعه هستند . دین یک مقوله همه جانبه است ، و برای تمامی جهات زندگی بشر، لذا سردمداران آن نباید در مواجه با گناه و بزه و بزهکاران ، با آن ها به سختی برخورد کنند و تنها از روی آن چه در حوزه فراگرفته اند نظردهند ، بلکه لازم است شرایط اجتماعی و اقتصادی را نیزمد نظر قراردهند. نگاهی ارتباطاتی روانشناختی ، جامعه شناختی و اصلاح گرانه داشته باشند. برای پرشدن فاصله بین مردم و روحانیون باید آن چه در حوزه فرا گرفته می شود در جامعه تجربه شود و جنبه عملی یابد. مردمی باشند و از جنس آن ها. روحانیون همانند مردم دیگر در دنیای مدرن زندگی می کنند ، استفاده از امکانات و تکنولوژی حق آن هاست ، اما باید عناصر بهینه و مثبت مدرنیته را اخذ کرده و از آن استفاده کنند. با تغییر زمانه آن ها هم بایست با شرایط روز منطبق شوند، نه به این معنا که باور دیرین خود را فدای شناخت جدید کنند بلکه آن را تعدیل و اصلاح کنند . به هم اندیشی و مفاهمه با مردم بپردازند ، و انتقاد پذیر و واقع بین باشند. این امر به تغییر نگرش مردم منجرمی شود تا همه روحانیون را به یک چشم نبینند و آن ها را جزئی از جمع خود احساس کنند.

 

 

 

 

منابع :     

 

1- اسلامی ، مجید ( 1380 ) ماه  پنهان است ، مجله فیلم ، 276 ، ص 85 

2- ثمینی ، نغمه ( 1380 ) مبدا بهشت : ... مقصد زمین : ... ، مجله فیلم ، 276، ص 87

3- عاملی ، سعید رضا (  1380 ) جزوه درسی

4- قادری ، امیر (1380 ) نان حلال شیخ و آب حرام ما ، مجله فیلم ، ص ص 88-89

5-لاجوردی ، هاله ( 1380 ) جزوه درسی

6-میر کریمی ، رضا (1380 ) گفتگو با سید رضا میر کریمی : لبه تیغ ، مجله فیلم ، 276، ص  ص 93-95

7- هاشم زاده ، ناصر (1380) برای رهایی از کور رنگی ، مجله فیلم ،276، ص 92

                                                                                           

  http://cinema30.mihanblog.com                                                                                                                              

 

                                                                                                                    http://dialenfi.blogsky.com 

                                                                                                                                                                                                                           

 http://www.mernews.ir                                                                                                                

                                                                                                          

 http://www.taghribnet.ir                                                                                                                  

 

 http://weblog.shaar.com                                                                                                                

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 2:8  توسط سهیلاتمدن  | 

The net 2

 

           اميد کسیدی یک نابغه در زمینه کامپیتر ، برای پیشرفت کاری و ماجراجویی علیرغم مخالفت نامزدش "جیمز" از امریکا راهی ترکیه می شود. کسیدی از سوی شرکتی به نام " سوزر" دعوت به کار می شود.یکی از شرکتهای درارتباط با این کمپانی "گالاتا " نام دارد، یک شرکت سرمایه گذاری بین المللی که در آن وزانه صد میلیون دلار ازطریق کامپیوتر جابجا میشود و در پشت آن یک قاچاقچی اسلحه به نام " ایواناکوف " قرار دارد.کسیدی از بدو ورودش به ترکیه با مشکل روبرو میشود. در ابتدای این مشکلات  او بعنوان یک توریست پذیرفته شده، در هتل با دختری به نام " زی زی " آشنا میشود، بعد از مراجعه به کنسولگری درمی یابد که در شناسنامه ا ش " کلی روس " ثبت شده  و همین جا سرآغاز مشکلات و بی هویتی اوست. با مراجعه به شرکت سوزر متوجه میشود که امید کسیدی جعلی همان" زی زی" و درواقع" کلی روس" است ، که شناسنامه، لباس پاسپورت، و کارت اعتباری او را از آن خود کرده، با آمدن ماموران امنیتی از آنجا فرار میکند.سپس می فهمد که او متهم به قتل و سرقت چهارده میلیون دلاراز شرکت گالاتاست. به طور پنهانی به این شرکت میرود و با جستجو در اینترنت متوجه می شود که پول های دزدیده شده را به حساب بانکی او در ترکیه ریخته اند. با سر

رسیدن ماموران حفاظتی بار دیگر تعقیب و گریز شروع می شود، طی قراری  با " زی زی " قصد دارد با او معامله کند تا در قبال پول ها هویتش را بازپس گیرد اما زمان رسیدن به محل قرار می بیند که او کشته شده  و پلیس ها او را دنبال کرده و دستگیر می کنند و راهی زندانش میکنند.در زندان زیر نظر دکتر" کاواک "روان درمانی می شود، وتمام ماجرا را برای او تعریف می نماید. روز بعد خود را خارج ار زندان،درهتل کنارجیمزمی بیند و با یک جمله او درمی یابد که جیمزاو را فریب داده و از ابتدا با طرح دوستی ازاو سوء استفاده کرده است. کسیدی از دست او فرار کرده و با پلیس مواجه می شود و با آنها همکاری می کند. در انتها جیمز و دکتربا شناسنامه ای جدید  و با نام " دیانا مون " به امریکا باز می گردد.  

 

 

روایت و فضاهای فیلم:

 

فیلم شبکه، توسط "چارلز وینکلی" درسال 2006ساخته شده و یک فیلم حادثه ایست. شیوه روایت فیلم به گونه ایست که در ابتدا کسیدی در حال فرار بوده و در این حین به معرفی خود نیز می پردازد و یک آشنایی جزیی را به مخاطب می دهد. دو فضای اصلی و دو زمان در فیلم وجود دارد، یکی فضای زندان در ترکیه و زمان حال،دیگری فضای خارج از زندان و زمان گذشته. محیط زندان تاریک و سیاه است، اما محیط بیرون سرسبز و پرهیاهو. کسیدی دائما از طریق دوربین های مداربسته تحت حفاظت  قراردارد. در این مواقع که بسیار هم زیاد است تصویر سیاه  و سفید و خط دار دیده میشود. و درآخر اینکه اغلب کارکترهای داستان طی فیلم هویت واقعی اشان آشکار میشود.

 

 

هنرپیشه گان اصلی فیلم:

 

1- امید کسیدی : شخصیت اصلی و برجسته فیلم است. دختری جوان، خوش چهره، و امریکایی که پندهای پدرش  را در ذهن دارد.یک نابغه درکامپیوتر، باهوش، شجاع، مصمم، امیدوار، ماجراجو و پر تلاش. اکثرا رنگهای روشن و شاد برتن دارد. بنظر میرسد در تقابل میان عقل و احساس جانب منطق را می گیرد. چرا که جیمز را ترک میکند نا به ترکیه برود و از طرف دیگر زمانی که با شخصیت حقیقی جیمز مواجه میشود بدون فکر کردن راجع به رفتار جیمز و فریبی که از او خورده سریعا از هتل فرار می کند. هرچند که هنگام خروج از امریکا، در فرودگاه منتظر اوست و نیزاز دیدنش در ترکیه شادمان می شود اما در لحظات تصمیم گیری عقلانی عمل می کند.

               

2- جیمز: کسی که در ظاهر قصد ازدواج با کسیدی را دارد اما درواقع هویت واقعی اش را ازاو پنهان کرده، از امید برای دست یابی به پول استفاده کرده و مشکلات بسیاری را برای او پیش می آورد.خشن و بی رحم است .

                                                                                                                                                  

3- دکتر کاواک : همکار جیمز و ماموری فاسد است که در زندان ظاهرا کسیدی را روان درمانی میکند اما در حقیقت می خواهد برای رسیدن به هدفش از افکار و اعمال او مطلع شود.                                                                                                                                                                                                    4-  کلی روس : دختر فریب خورده ای است که در زندان بوده و توسط جیمز بیرون آمده، اوهم مانند کسیدی وسیله ای برای اهداف جیمزو کاواک است. فرصت طلب است واعتقاد دارد ازهرموقعیتی باید حداکثر استفاده رابرد. مانند جیمز و کاواک، سودجو و منفعت طلب است.

                                                                                                                                                   درکنار این ها شخصیت های دیگری نیز وجود دارند چون: پلیس زن (که در ابتدا بعنوان مهماندار درهواپیما با کسیدی آشنا میشود)، عثمان( پلیسی که بعنوان راننده به امید نزدیک شده و به او کمک میکند)، زلاتان( از اعضاء شرکت گالاتا) و .... .   

 

 

 

فضای مجازی و هویت:

 

با ظهور رسانه ها و تکنولوژی های جدی، یکی از عرصه های پر اهمیت اینترنت است. در حقیقت ما در معرض دو جهان هستیم،جهان مجازی و جهان واقعی. از مولفه های جهان اول میتوان جغرافیا داشتن،عینی و محسوس بودن ، چسبیدگی به نظام های دولت - ملت، فرهنگ خاص داشتن، و آنالوگ بودن را نام برد. و در مقابل با مولفه هایی نظیر بی مکان بودن، نمادین بودن، واقعیت مجازی، دیجیتالی بودن و نظام تعاملی، جهان دوم و یا همان جهان مجازی را از جهان اول متمایز نمود. اینترنت وسیله ای چند رسانه ایست، امکان تبادل افکار و اطلاعات و عناصر سه بعدی را فراهم می کند. در حقیقت جهان مجاری تمامی عناصرهای جهان واقعی را داراست اما مانند جهان اول ملموس نیست. دراین فضا با تجربه های جدیدی از تجسم یافتن،

هویت، تغییر فهم از زمان و مکان، روبرو می شویم. دو فضایی شدن می تواند منشاء تناقض ، دوگانگی و تنش های جهان ذهنی  جامعه معاصر شود. فیلم شبکه(2)نیزحول فضای مجازی و تاثیر آن برهویت ساخته شده است. ما دائما در فیلم شاهد کنترل افراد از طریق دوربین های مداربسته هستیم. این دوربین ها یا بطور واضح  و بصورت فیزیکی در فیلم نمایان هستند و یا از طریق نشانه های آن مانند تصاویر سیاه و سفید و خط دار و نوع صدای افراد که مشخص است دارد توسط دیگران شنیده میشود برای مخاطب قابل شناسایی هستند. این مسئله به یکی از عناصر جهان حاضر اشاره دارد و ان این است که افراد بدون اینکه مطلع باشند درهر لحظه  برای دیگران قابل رویت هستند.در فیلم اکثر کارکتر ها دو و یا چند هویتی هستند، درابتدا خود

 را با هویتی متفاوت از آنچه که واقعا هستند به امید کسیدی نشان می دهند.یک هویت دروغین و یک هویت واقعی دارند، چه کارکترهای مثبت مانند پلیس ها و چه کارکتر های منفی چون، جیمز، دکتر کاواک، کلی روس. در کنار این ها امید کسیدی از ابتدا یک هویت واقعی دارد که از او سلب می شود و یک موجودیت دیگر به او تحمیل می شود. و بعنوان یک قاتل و سارق ومعرفی می شودو در انتها نیز برای در امان ماندن

با نام "دیانا مون" و شناسنامه ای جدید به امریکا باز می گردد، در مقابل دیگران با استفا ده از هویت او قصد سودجویی دارند. بطوری که کلی روس، با نام و موجودیت او بر مسند کار می نشیند.

ما در این فیلم شاهد قدرت  رسانه اینترنت و نیز خطرات و تنش های حاصل از آن هستیم. اینترنت به ما این اجازه را میدهد که به سهولت از موقعیت و هویت افراد دیگربرای پیشبرد کار خود بهره ببریم. همانطور که کسیدی از طریق شبکه اینترنت با گذاشتن عکس خود در کنار تصویر رئیس بانک، و ایمیل زدن از آدرس او به شبکه بانک، امکان دست یابی به پول ها را برای خویش فراهم می نماید.اما همین تکنولوژی گاهی بلای جانش می شود، و ماموران امنیتی شرکت گالاتا از طریق کامپپیوتر جیبی اش او را ردیابی می کنند. امید کسیدی ، این تنها یک اسم به نظر میرسد،اما درذ ورای آن هویت و موجودیت یک انسان نهفته است که فرد برای دفاع از آن خود را به آب و آتش میزند، چرا که بدون این اسم و هویت نمی تواند زندگی کند.

بنظر میرسد کسیدی با نوعی ساده نگری و ظاهر بینی در گیر است ، سریع به دیگران اعتماد می کند، و حتی با نگریستن به ظاهر کامپیوتر و علاقه فراوان بدان از روی دیگر این رسانه جادویی غافل می ماند.

میتوان این گونه گفت که یکی از امکاناتی که کسیدی از طریق آن موجودیت، مهارت و جایگاه خود را به معرض نمایش می گذارد و سعی درحفظ آن دارد، اینترنت است اما همین وسیله برای مدتی عرصه زندگی را برایش تنگ میکند. وهویت  واقعی اش را ازاو می گیرد.تمام شخصیت هخای منفی فیلم با تکیه برهویتی دروغین اسیر قانون شدند اما امید کسیدی با اتکاء به من حقیقی خویش، توانست برمشکلات فائق شود، منی که در سراسر فیلم آن را صدا میزند.

در نتیجه میتوان گفت فضای مجازی قادر است ما را به انسان هایی چند هویتی تبدیل کند، که در تعامل با آن هویت واقعی امان را از دست بدهیم و موجودیتی دیگر پیدا کنیم. یکی از موارد مورد تاکید فیلم ، موقعیت جغرافیایی و تاریخی ترکیه است، شاید دیدگاه کارگردان اینست که یکی از لوازم حفظ هویت واقعی فردی، تکیه برهویت تاریخی و فرهنگی است. نشان دادن مکانها و ساختمان ها در ترکیه با  حرکت سریع دوربین و از بالا، علاوه بر تسلط  بر بیننده، این حس را القا می کند که درون یک سرزمین وسیع در کنار این جهان واقعی با مشخصه هایی که در ابتدا برای آن ذکر شد، یک جهان مجازی نیز وجود دارد که درعین مزیتهاتی بسیار، خطرناک و تنش زا نیز هست. و قادرست تغییراتی را در زندگی انسان ها ایجاد کند که اهمیت آن به

اندازه قدمت ساختمان ها و کشورها و بلندای آنها ، و سرعت آن به میزان سرعت حرکت دوربین است.     

 

 

 

منبع: جزوه درسی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 21:12  توسط سهیلاتمدن  | 

روش تحقيق در علوم اجتماعي وتبليغات

بسمه تعالي

 

"روش تحقيق در علوم اجتماعي و تبليغات"

   روش تحقيق در درجه اول تابع تحول در نظريه است. روش تحقيق تعيين مي‏كند كه چه چيزي را مي‏خواهيم به دست آوريم. برخي از عوامل در تحول روش تحقيق نقش داشتند چون: نگاه پارادايمي وايسم‏هاي بزرگ، توسعه تجربه‏هاي علمي و ناكارآمد شدن بسياري از روش‏هاي علمي، توسعه و تخصصي شدن علم و ظهور موضوعات جديد. روش‏هاي تحقيق در علوم اجتماعي عبارتند از: پوزيتويستي، تفسيري، انتقادي، پسامدرن. اين روش‏هاي چهارگانه سايه بر روش تحقيق در رسانه دارند. در ابتدا به اختصار به اين روش‏ها پرداخته مي‏شود سپس به اين امر پرداخته مي‏شود كه با توجه به اين روش‏ها در دو نمونه از تبليغات تلويزيون به چه عناصري بايد توجه كرد.

پوزيتويسم:

   در قرن 19 به تاثير از انديشه‏هاي كنت و در ادامه انديشه‏هاي دوركيم شكل گرفت. روش اثبات‏گرايي از مطالعات تجربي تاثير گرفته است لذا بدنبال مطالعات تجربي ما آماري و نيز پيمايشي، در اين روش محقق در پي مطالعات عيني قابل اندازه‏گيري است. در اين روش به امور ظاهري و قابل مشاهده توجه مي‏شود. اثبات گرايي به اين نكته را مي‏پذيرد كه يك روش علمي واحد قابل كاربرد در همه رشته‏هاي تحقيقي است. اين مكتب علوم فيزيكي را به عنوان معيار دقت و قطعيت براي تمامي رشته‏ها در نظر مي‏گيرد. آنها معقتدند كه دانش ذاتاً بيطرف است و احساس مي‏كنند كه مي‏توانند ارزش‏هاي انساني را از كارشان دور نگهدارند. اثبات‏گرايي گرايش به چيزواره كردن جهان اجتماعي دارد و آن را بسان يك فراگرد طبيعي مي‏داند و كنشگران را ناديده مي‏گيرد.

تفسيري:

   برخلاف مطالعات پوزيتويستي بر امور باطني و پنهان و در واقع انگيزه‏ها و امو شناختي كه عامل و انگيزه اصلي رفتار اجتماعي است توجه دارد. از مهمترين متفكران آن ماكس وبر است و برخواسته از نگاه هرمونتيك. روش هرمونتيك در قرن 19 پايه‏گذاي شد كه تاكيد بر فهم متن مي‏توانست مربوط به گفت‏وگو يا يك تصوير باشد. اين روش تاكيد بر ابعاد معنادار اجتماعي دارد و بيشتر بيان كردني است تا عددي.

انتقادي:

   مربوط به انديشه‏هاي انتقادي ماركس نسبت به طبقه اجتماعي در نظام سرمايه‏داري مي‏باشد. اين روش در زمينه‏هاي زيادي با روش تفسيري همراه است. انتقادگراها همچون تفسيرگراها مطالعات پوزيتويستي را در فهم جايگاه فرد و موقعيت اجتماعي او در جامعه ناكارآمد مي‏دانند. علاوه برتوجه به معنا برعامل اقتصاد اجتماعي و ابعاد سياسي در فهم واقعيات اجتماعي تاكيد دارند. از نظر آنها هدف اصلي پژوهش فهم ساختارهاي قدرت و رابطه آن با جامعه است. برخلاف تفسيرگراها معتقدند معاني ابزار شده مي‏تواند نادرست و ناشي از بازنمايي غلط رسانه‏ها باشد. نظريه‏پردازان انتقادي بر فعاليت انساني و نيز شيوه‏هاي تاثيرگذاري اين فعاليت‏ها بر ساختارهاي اجتماعي گسترده‏تر تاكيد مي‏كنند و به وجود متمايز كنشگران اعتقاد دارند.

   مكتب فرانكفورت كه اعضاء آن به نوماركيست‏ها نيز معروف‏اند از صنعت فرهنگي انتقاد كرده و فرهنگ توده‏اي حاصل از اين صنعت را فرهنگ جهت داده شده، غير خود جوش و ساختگي و چيزواره مي‏دانند و از تاثير ساكت كننده، سركوبگر و خرفت كننده اين فرهنگ بر مردم هراسانند.

 

پسا مدرن:

   ريشه در فلسفه اگزيستانسياليسم دارد كه توسط هايدگر، نيچه و سارتر مطرح شده، وراي سه رويكرد ديگر است. رها كردن تلاش از نظر آنها آزاد كردن فهم است. به كاوش اهميت مي‏دهند و معتقد به اصالت انسان هستند. تمامي قطعيت‏ها و تعاريف قبلي را با سوال مواجه مي‏كنند. با تعميم دانش مخالف‏اند. براين عقيده هستند كه اساساً تعميم دادن فهم امكان‏پذير نيست. به روند تاريخي شكل‏گيري دانش تاكيد كرده و دانش فشرده، مختصر و مطلق و نيز برتري يك روش بر روش ديگر و سلطه علوم را انكار مي‏كنند. به نظر آنها دانش صرفاً از يك قدرت تفسير برخوردار است نمي‏تواند به همه جزييات دست يابد بنابراين تمام تفسيرها بطور نسبي معتبر هستند.

   اصلاح تبليغات ريشه در كنگرگاتيودي پروپاگاندا فيد يا كنگره ترويج ايمان دارد كه در سال 1922 «كليساي كاتوليك» برپا نمود. اين كنگره بخشي از اقدامات ضد اصلاح‏طلبي كليسا بود. كار كلاسيك «لاسول»، «فنون تبليغات در جنگ جهاني» (1927) يكي از نخستين مطالعات دقيق در تعريف تبليغات بود. مطابق تعريف او «تبليغات» منحصراً به كنترل عقيده با نمادهاي مهم ويا بطور ملموس‏تر با گزارش‏ها، شايعات، تصاوير و ديگر اشكال ارتباط اجتماعي اشاره دارد. تبليغات در كلي‏ترين معني، فن اثرگذار برعمل انساني از راه دستكاري نمودگارهاست. تبليغات شامل اهداف و شيوه‏هاي اقناعي مختلفي مي‏باشد. از تبليغات در رسانه‏ها با توجه به ويژگي آنها با تفاوتي چند استفاده مي‏شود. يك نمونه از تبليغات مربوط به مواد خوراكي است. در تلويزيون شاهد تبليغ بستني‏هاي مختلف هستيم. در يكي از اين تبليغات تلويزيون كارخانه بستني‏سازي را نشان مي‏دهد كه انواع بستني‏ها در حال تهيه و توليد است و كاركنان با روپوش سفيد و گهگاه عينك مشغول به كار هستند و يا در مواردي يكي از آنها در مورد كالاي مورد نظر توضيحاتي مي‏دهد. در قالب روش اول بايد به عناصري چون ظاهر انسان‏ها، مراحل توليد، تعداد مراحل و بستني‏ها توجه كرد. در قالب رويكرد دوم به معاني نهفته در موارد مانند رنگ سفيد لباس كاركنان، عينك طبي آنها، كنار هم قرار گرفتنشان، محيط كارخانه، نحوه توليد چشم دوخت. كه معاني چون علمي بودن، بهداشتي بودن، تنوع كالا، دقت عمل و تفكر افراد، نظم را در بر مي‏گيرد. اما در رويكرد سوم علاوه بر آنچه در مورد رويكرد تفسيري گفته شد لازم است به ايدئولوژي پشت اين تبليغ به صورت انتقادي نگاه كرد. به جنبه‏هايي نظير مصرف‏گرايي، سرگرم كردن توده، تامين منافع سرمايه‏داران.

   تحقق ديگر تبليغات مربوط به لوازم خانگي است چن سرخ كن، تستر، ساندويچ ميكر، قهوه‏ساز، ماكروفر و... مربوط به يك شركت. در اكثر اين تبليغات ما شاهد طبقات اجتماعي بالا هستيم كه اين لوازم را مصرف مي‏كنند و رضايت كامل دارند. مطابق با روش اول مي‏توان به عناصري مانند اين توجه كرد كه كالايي تبليغ مي‏شود كه يكسري ويژگي مثبت دارد، ويژگي‏هايي با جملات در تلويزيون ادا مي‏شود. از كارايي لوازم و قدمت و سابقه كارخانه و خدمت كارخانه سازنده اين لوازم به مردم مي‏گويد. از تجربيات و موفقيت‏هاي آن: بانگاه تفسيري موارد مورد توجه شامل ضرورت و علل خريد لوازم از جانب مصرف كننده و توليد كننده، نحوه تزيين منزل، طبقه اجتماعي افراد آن، نوع لباس پوشيدن‏شان، مدرنيته، تكنولوژي، صرفه‏جويي از وقت و راحتي امور مي‏باشد. در قالب روش انتقادي ملموس‏ترين نكته و انتقاد و معنا مصرف‏گرايي و توان تخدير كنندگي تلويزيون است. نشان دادن طبقه اجتماعي مرفه، منزل مجلل و مرتب و وضع ظاهري افراد منزل، قرار گرفتن آنها در يك چرخه مصرف و متمايز كردن خودشان از طبقات پايين‏تر جامعه، ارضاء نيازهاي نه چندان ضروري منفعل بودن توده‏ها، قدرت و ثروت بيشتر سرمايه‏داران حاكي از سلطه طبقه مسلط جامعه و به دست داشتن قدرت، اقتصاد و رسانه مي‏باشد.

  اين روش‏ها را مي‏توان در رسانه‏هاي ديگر و موارد مختلف ديگر به كار برد و تحليل نمود.

 

منابع:

1- جزوه درسي

2- ريتزر، جرج (1374) نظريه جامعه‏شناسي در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثي، تهران: علمي

3- سورين، ورنر، تانكارد، ورنر (1381) نظريه‏هاي ارتباطات، ترجمه عليرضا دهقان، تهران، دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 14:1  توسط سهیلاتمدن  | 

عروس آتش درچارچوب نظریه شناخت:

 فیلم عروس آتش سال 1379 به کارگردانی "خسرو سینایی" ساخته شد. این فیلم که ژانری ملودرام- اجتماعیعروس آتش دارد در مورد دختری است به نام احلام، ازعشایر جنوب که درشهر و دررشته پزشکی  تحصیل می کند، و قصد ازدواج با استاد خود به نام "پرویز" را دارد. اما طبق سنت عشیره محکوم به ازدواج با پسرعموی قاچاقچی اش به نام "فرحان" است.دختر به میان عشیره اش می رود تا با فرحان و خاله اش صحبت کند اما آنها که خواهان اجرای سنتها هستند با وی مخالفت کرده و مانع بازگشتش  به شهرمی شوند. احلام و پرویز نقشه می کشند تا هنگام خرید عروسی از شهر بگریزنداما موفق نمی شوند، پروسز که بدنبال احلام حرکت کرده بود در تصادف کشته می شود، احلام نیز شب عروسی خود و حجله اش را آتش می زند، وخاله هم با چاقو فرحان را از پای درمی آورد.

این فیلم از زاویه شناخت فیلمساز و مخاطب قابل بررسی است. بنابرلین ازسه زاویه میتوان آن را نگاه کرد:

تقابل سنت و مدرنیته، نظریه فمینیستی از جنبه جامعه شناسی، ونظریه تاثیرات اجتماعی ازمنظر روانشناسی ارتباطات. قبل از پرداختن به این سه وجه به شیوه روایتگری این فیلم نگاهی می اندازیم.

 

 

روایت سازی :

 023340.jpg

عروس آتش یک اثر اجتماعی از منظری بکر و بدیع است. فیلم به شیوه کلاسیک ساخته شده و با یک فلاش بک در مورد احلام آغاز میشود که چهره مغموم وی را در لباس و جشن عروسی نشان میدهد. بجای این که مخاطب را درگیر هیجانات و ذهن پردازی کند نگاه اورا معطوف میسازد به عمق فاجعه تراژیکی که روایت می کند. بنابراین ازهمان ابتدا مشگل موجود مطرح شده و دورنمایی از داستان به بیننده ارائه می شود. فیلم دارای فضاسازی واقع گرایانه وبدون قهرمان پردازی می باشد، براساس تحقیقات میدانی و صحبت با افردای که در میان عشیره زندگی می کنند وبه دلیل قوانین موجود دارای مشگلاتی هستند ، شخصیت پردازی شده وداستان آن نوشته شده است ، روابط  به گونه ای ظریف و کاملا طبیعی از دل واقعیت بیرون کشیده شده ،

تفکرات و حرفها در روابط ملموس میان آدمها ودر پس قصه مستتر شده است. در این شیوه روایتگری مرز میان واقعیت و نمایش باریک است ، شخصیت های داستان سیاه و سفید نیستند و به دو دسته خیرو شر مطلق تقسیم نشده اند بلکه مانند انسان های عادی و باورپذیرهستند، مونولوگ ها، دیالوگها، و شخصیت هر کارکتر

مفاهیم عمیقی را دربردارد. فیلم با احلام آغاز می شود و با وی خاتمه می یابد ، معضل موجود در جامعه را بیان میکند اما برای آن راه حلی ارائه نمی کند.

 

 

شناخت کارگردان: تقابل سنت و مدرنیته

 

همان طورکه خسروسینایی پس از ساخت فیلم "عروس آتش" بیان کرد شناختی که وی قصد دارد به مخاطب بدهد این است که چه عواملی موجب میشود تا آدمها در عین آزادی، تفکر ودرعین عقل و احساس با یکدیگر تفاهم نداشته باشند.اینکه در عصر مدرنیته مسائلی وجود دارد که در مقابل مولفه های آن هستند، مشگلاتی که برای حل آنها باید اندیشید. فیلم تفکر بسته یک عشیره و سنتهای آن را نشان می دهد که برای ما که خارج از جمع آنها هستیم غیرمنطقی است اما افراد عشیره آن را کاملا عقلانی می پندارند. ما نیزبه چنین شناختی می رسیم و تقابل سنت و مدرنیته را مشاهده می کنیم. دریک طرف پرویز نماد مدرنیته می باشد ودرطرف دیگر فرحان نماد سنت. احلام نیز بواسطه زندگی درشهر دوره گذار را طی کرده است . پرویز و احلام از عقل و منطق، و ویژگیهای زندگی درقرن بیستم می گویند وفرحان هم ازعقلانیت و زندگی عشیره ای، لزوم پایبندی به سنتها، ضمانت اجرایی برای سازگاری با وضع موجود، و حفظ کیان و بقای عشیره. فیلم فضای جبری و حاکم بر عشیره را به نمایش می گذارد که به قول "سینایی" بخوبی بیان می کند که در ساختار ظالمانه  همه مظلومند.، ساختار ارتباطات اجتماعی افراد عشیره متناسب با زمانه نیست، و تفکر آن ها در تناقض با تفکر کلی جامعه می باشد. فرهاد در درونش یک انسان منطقی و فهمیده است که برخلاف دیگر مردهای عشیره اولین و آخرین راه برای حفظ آبروی خود و پاسخ دادن به شایعات موجود را کشتن احلام و پرویز نمی داند،

و نسبت به آنها خشونت کمتر و منطق بیشتری دارد.اما ازطرف دیگر اسیر شرایط و جبر موجود است ، او حاضر است از حق خویش بگرد اما از حق عشیره خیر. این را از سکانسی متوجه می شویم که فرحان می گوید: "می دانم برایم زن نمیشود، چکار کنم که مرا نمی خواهد،می خواهی مسخره مردم شوم." بنابراین با وجود منطقی بودن و درک بالایش به خاطر ضمانت اجرایی و سلطه قوانین عشیره حتی درجایی که دچار تردید میشود نمی تواند تن به خواسته احلام دهد. در فیلم انسان ها درگیر سرنوشت محتومی اند که  قوانین ارتجاعی عشیره برایشان تدارک دیده است و آنها یک دور تسلسل را طی میکنند. نگاه افراد عشیره به یک تازه وارد نگاه قومی مرکزی است، که حضور غیرخودی را نمی پذیرند، درمقابلش می ایستند و ازخود و عشیره اشان ذفاع میکنند تا نظام عشیره ای به مخاطره نیفتد.علاوه براین موارد وجود ماشین، سرعت، نحوه لباس پوشیدن و... نیز تمایزات سنت و مدرنیته را بازگو میکند. بدین ترتیب با ریزدر جزئیات فیلم و سکانس

های مختلف آن مشگل مطرح شده رابه خوبی استنباط  و درک کنیم و متوجه می شویم که چرا آدم ها درعین تفکر، آزادی،عقل واحساس با هم به تفاهم نمی رسند. مشگلات مربوط به ازدواج ومخالفتها درهرخانواده ای          

ممکن است وجود داشته باشد اما درفیلم این مسئله در جمع یک عشیره بیان شده که مخالفتها بسیار وسنگین تر است. واین مخالفان به خود اجازه می دهند که حتی مرتکب قتل شوند، قتلی که شرافتمندانه و عقلانی می دانند چراکه به دور از اجتماع اصلی و در یک مدار بسته اسیرند که مضراتش بیش از سودهایش است و اجازه بینش صحیح و آگاهی را بدانها نمی دهد.

 

 

 

شناخت مخاطب: نظریه فمینیستی و تاثیرات اجتماعی

 

من بعنوان مخاطب فیلم "عروس آتش" علاوه بر شناختی که درنزد کارگردان است به دوشناخت دیگر نیز میرسم، یکی درچارچوب نظریه فمینیستی ودیگری نظریه تاثیرات اجتماعی . 

 

نظریه فمینیستی :

 

این نظریه بخشی ازیک رشته پژوهش درباره زنان است که بطورضمنی یا رسمی، نظام فکری گسترده و عامی را درباره ویژگیهای بنیادی زندگی اجتماعی و تجربه انسانی ازچشم انداز یک زن ارائه میکند .آنچه برای همه پژوهشگران فمینیست اهمیت اساسی دارد رشد یک فهم انتقادی ازجامعه است تا بدین طریق جهان اجتماعی دگرگون شده و در مسیرهای عادلانه تر و انسانی تر بیفتد. دو پرسش بنیادی این نظریه یکی اینست که از وضع زنان چه می دانیم(بعد توصیفی) و دیگری اینکه چرا وضع آنان این گونه است.(بعد تبیینی). از نظر آنها زنان از جهت اجتماعی درموقعیتی قرار گرفته اند که نمی توانند به گونه ای هدفدارعمل کنند. زیرا

این آن ها نیستند که راه زندگی اشان را انتخاب می کنند بلکه یک سیر حوادث و شرایط تعیین کننده نحوه زندگی اشان است.(ریتزر،1383)

"عروس آتش" را درقالب لین نظریه میتوان بررسی کرد. فیلم از نگاه یک زن (احلام) بیان میشود،نگاهی که متفاوت با نگاه عشیره می باشد.از این زاویه میتوان گفت که فیلم به وضع زنان عشیره پرداخته که در حاشیه قرار دارند و قدرت مطرح کردن خویش را ندارند. درپاسخ به سوال نخست فمینیست ها درقالب فیلم باید گفت که شرایط جبری و سلطه قوانین عشیره برهمگان حاکم است اما زنان بیش ازمردان مظلوم هستند.زنان عشیره  بی اعتبار، نامرئی، وطفیلی اند. بدون اینکه آگاه باشند تحت سلطه قوانین عشیره و مردان آن می باشند. آنها      

مجبوذر به ازدواج با پسرعمویشان هستند مگر این که پسرعمو یشان آنها را نخواهند. بنابراین مرد عشیره تاحدی حق انتخاب دارد اما زن عشیره خیر، واگر از این سنت تخطی کنند سزاوار مرگ اند.فیلم به ما نشان میدهد که در این جمع حایگاه زن و مرد نه تنها متفاوت بلکه نابرابر و کم بهاتر است. در این جامعه کوچک مردسالار دررابطه مستقیم قدرت میان دو جنس پیروزی با مرد است.و زن ازهویت حقیقی اش دور افتاده .

. این را از سکانس گفتگوی زنان متوجه می شویم که می گویند:" دختر مال پسرعمویش است، دلم نمی خواهد نداریم".آنها خودرا نه تنها ناچار بلکه موظف به تبعیت از سنت ها می دانند چرا که بجای اندیشیدن پیرامون وضعیت خویش و نظرات احلام و حداقل حمایت ازهم جنس خود،با پرداختن به شایعات تیشه به ریشه او میزنند و فضا را برایش تنگ تر میکنند. درپاسخ به سوال دوم باید بگویم که علت این وضع و جایگاه زنان عشیره تفکرات بسته وعدم ارتباط با جهان خارج ازجمع خویش است که موجب میشود حقایق برآنها پوشیده بماند و فهم انتقادی نداشته باشند.

 

نظریه تاثیرات اجتماعی:

 

این نظریه معتقد است که رفتار،نگرش و خلق وخوی آدمها متاثر از پیامهای اقناعی است ازجهت قوت پیام،

تعداد منابع اقناعی و میزان نزدیکی افراد به این منابع.B.latane  این تئوری را در میان گروهها آزمایش کرد وبه این نتیجه رسید که درجریان تعامل با هم ودرمعرض پیام اقناعی کسانی که دیدگاهشان در اقلیت است از نظر سایز کوچکتر شده، بهم نزدیکتر میشوند، وهمرنگی بیشتری دارند. بنظر من این مسئله در عروس آتش بوضوح نمایان است. احلام که از سنین کودکی دور ازعشیره بوده مرحله گذار از سنت به مدرنیته را پیموده و تفکرات بسته عشیره ای را قبول ندارد، بدلیل دوری از منابع اقناعی و شدت آن، پذیرش عقاید شهری وبخاطر علاقه به پرویز از، ازدواج با فرحان طفره میرود. دربرابراحلام دیگر زنان عشیره هستند که با قرارگرفتن درمعرض پیامهای اقناعی، نزدیکی به منابع و ضمانت اجرایی بالای قوانین از سنتها پیروی میکنند.فرحان نیزبواسطه عبور ازدریا و دوریهای گهگاهی ازعشیره عقایدش تعدیل یافته ودید منطقی تر،وسیعتروعصبیت کمتری دارد.اما باز هم تحت تاثیر سنتهاست. خاله نیز که بخاطر رسومات عشیره زندگی نافرجامی داشته در ابتدا سعی درمتقاعد کردن احلام دارد، اما تحت تاثیراو و حرفهایش قرارمی گیرد و در مونولوگ اش با گاومی گوبید:" دختر بگویم خدا چه کارت کند، داشتم زندگی ام را میکردم" از پوسته پنهان خویش خارج میشود و تصمیم به جبران میگیرد و با کشتن فرحان هم به احلام کمک میکند وهم به نوعی از مردان عشیره و سنتها انتقام زندگی تلخ اش را می گیرد . بنابراین خاله باحضور در جمع عشیره و بدون دوری از آن بواسطه سه عامل یعنی احلام، تجربه تلخ و پیداکردن حدی از فهم انتقادی مخافت اش را با قوانین عشیره نشان میدهد.

من بعنوان مخاطب علاوه بر برداشت کارگردان این دو دیدگاه را هم میتوانم داشته باشم و اضافه کنم.

 

منابع:

ریتزر،جورج(1383):نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر،ترجمه محسن ثلاثی ،تهران،علمی

 http://Iranact.com

http://sina.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 1:51  توسط سهیلاتمدن  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"اخبار عامه پسند درتلویزیون ایران"

 

طبق نظرسنجی ای که اخیرا در کشورمان  صورت گرفته اخبارشبانگاهی شبکه سوم سیما جایگاه دوم را از نظر پربیننده ترین برنامه های خبری سیما بدست آورده است.  

سعی دارم در این مقاله به علل این امر بپردازم، به عبارت دیگر سوالی که مطرح است این می باشد که چرا اخبار شبانگاهی شبکه سوم سیما موفق به جذب مخاطبان کثیری شده است .

به طور کلی ما با دودسته از اخبار مواجه هستیم: اخبار وزین و اخباررعامه پسند . این دو نوع از اخبار هر یک برحسب ویژ گی هایشان مخاطبانی را جذب می کنند.  ضمن اینکه در رسانه هایی چون مطبوعات، رادیو و تلویزیون  که  قابلیت های متفاوتی دارند ، چگونگی پرداختن به این اخبار کمی متفاوت است که در این مقال نمی گنجد.

اخبار وزین از نظر ساختاری پیچیده ،از نظر ادبی پراز استعاره، و از نظر طنین خشک و جدی است، اما اخبار رعامه پسند از جهت ساختاری ساده، از نظر ادبی محاوره ای، واز نظر طنین عاطفی و احساسی است. زبان و تلفظ رسمی و معیار کشور زبانی است که اکثر مخاطبان به آن صحبت می کنند اما در اخبار عامه پسند این زبان ساده تر شده و به نحوی است که برای عموم روشن و قابل فهم است. از آنجا که زبان معیار و کاملا رسمی همچون گذشته دیگر در انحصار افراد فرهیخته و قدرتمند جامعه نیست، تصنعی بودن آن شاید بیشتر محسوس شده باشد. استفاده از این ادبیات را امروزه در نزد برخی از روحانیون و رهبر کشورمان و نیز بندرت نزد برخی از اساتید مشاهده می کنیم. ( کرایسل، 1381)

برنامه های خبری عامه پسند در کشورمان چند صباحی است که شکل گرفته، و از آن استقبال خوبی بعمل آمده است.  آنچه که تصور می کنم این است که در کشورمان بیشترین قشری که به اخبار گوش می دهند مردها و عمدتا میانسالان و سالخوردگان هستند. اخبار های وزین همچون اخبار ساعت 22:30از شبکه دوم سیما و یا اخبار ساعت 21:00از شبکه اول سیما که مضمونی جدی، ادبی و رسمی دارند و در ضمن زمان طولانی ای دارند همه نوع مخاطب را جذب نمی کنند اما اخبار شبانگاهی با ادبیاتی متفاوت توانسته  در جامه توجه عموم مردم را جلب نماید.

عوامل موفقیت این برنامه خبری، عامه پسند بودن آن و ساختار متفاوت و ویژه اش است.   بعبارت دیگر این برنامه که در ساعتی مناسب یعنی ساعت22:00  پخش می شود و مدت زمان آن پانزده دقیقه است ، عامیانه و نرم سخن می گوید و به زبان مردم نزدیک است . علاوه بر اخبار سیاسی ،اجتماعی، علمی ، فرهنگی و ورزشی اخبارجالب و شنیدنی مربوط به اقصی نقاط جهان را در خود جای داده است، رویدادهایی که در دیگر برنامه های خبری توجه کمتری بدان ها می شود. شبکه سوم سیما تحت عنوان شبکه جوان شناخته شده، زبان معیار و رسمی نیز برای جوانان خشک، تشریفاتی و بی روح جلوه می کند ، بنابراین این برنامه باید خصلت های داشته باشد که توجه این قشر از جامعه را به خود جلب نماید. این برنامه دو گوینده جوان دارد که یکی از آن ها گوینده اخبار ورزشی است و به نوعی در حاشیه قراردارد و دیگری گوینده تمام دیگر بخش های خبری می باشد.  گوینده اصلی گاهی پشت پیشخوان ایستاده و اخبار را می خواند و گاهی در جلوی آن ،راحت و عادی ایستاده، ویا به آن تکیه می زند و حتی در مواقعی روبری صفحه نمایش روی صندلی می نشیند و یک ارتباط صمیمی را ایجاد می کند.

 بدلیل مدت زمان کم این برنامه ،اخبار سریع خوانده می شود اما در عین حال با لحن های مختلف توام می  باشد. به عبارت دیگر نحوه پرداختن به اخبار روند یکنواختی ندارد و همین امر ، مخاطب را جذب می کند. از طرف دیگر بعلت محدودیت زمانی امکان گزینش اخبار برای مخاطب اندک است، بنابراین ارتباط گیر توجه بیشتری به اخبار دارد. گوینده هنگام پرداختن به اخبار تاحدی احساسات و عواطف خویش را نشان می دهد، برای نمونه هنگام پخش زلزله ای که روی داده اندوه و ناراحتی در چهره و کلامش پیداست. و بدین ترتیب بیننده را نیز به مشارکت  عاطفی دعوت می کند. در صورتی  که در اخبار وزین گوینده باید حالات و احساسات اش را بروز ندهد و در این راستا کنترل بیشتری بر خود داشته باشد. نکته دیگر استفاده از   شعر و ضرب المثل و نیز پرسش از مخاطب است که مستقیما او را مورد خطاب قرار می دهد ، و او را به تفکر و قضاوت وا می دارد. هر خبررا همراه با تصاویر مربوطه اش پخش می کند و با استفاده همزمان از تصویر و خبر اطلاع رسانی اش را تکمیل می کند.

ازنقاط قوت و مهم اخبار شبانگاهی گزارش های جالب و دیدنی و گیرای آن است. که پیرامون موضوعات متعدد و متنوع می باشد، از دغدغه های زندگی  روزمره مردم گرفته  تا مسائل مربوط به حوزه های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی گزارش می شود . گزارشگران آن نیز تاحدی محاوره ای صحبت می کنند،

گاهی از ادبیات و کلماتی تندو تیز و طنز و کنایه استفاده می کنند و گاهی ادیبانه و شاعرانه سخن می گویند. گزارش ها مربوط به استانهای مختلف می شود و تصویری هستند که البته گزارش های تهرانی عامیانه تر بنظر می رسد.

از بخشهای پرمخاطب برنامه مورد نظر ارسال تصاویر و عکس ها توسط مردم است که موجب شده ارتباطی صمیمانه و موثر با مخاطبین ایجاد کند. در حقیقت بخشی به آنها اختصاص داده شده که منعکس کننده علائق و سخن آنهاست. تصاویری از جنبه ها و زوایای مختلف، مربوط به طبیعت، کودکان ،آثار باستانی حوادث جالب و .... و این از مهمترین وجوه تمایز اخبار شبانگاهی با دیگر برنامه های خبری است. مورد دیگر دعوت از گویندگان اخبار دیگر شهرستانهاست  که هراز گاهی صورت می گیرد. و به این ترتیب به دیگر شهرهای کشور و اخبارشان اهمیت ویژه ای داده میشود. نکته دیگر مشارکت در احساسات مردم است . بعبارت دیگر با مردم بودن را به معرض نمایش می گذارد. نمونه این امر جمله ایست که گوینده شنبه 15/7/ 85در ابتدای برنامه گفت با ابین مضمون که می دانیم منتظر هستید تا رضازاده روی سکو برود

قول می دهیم به محض آمدنش، صحنه وزنه زدنش را نشان دهیم. بنابراین مشاهده میشود که گوینده و سازندگان برنامه و مدیریت شبکه خود را در شور و اشتیاق جمعیت کثیری از مردم سهیم میدانند.

در انتها باید گفت که اخبار شبانگاهی شبکه سوم سیما با دارابودن این مزیتها توانسته در جامعه ایران جایگاه شایسته ای را کسب نماید. و اخبار را از آن حالت خشک ورسمی همیشگی بیرون آورده و ارتباط موثری با مردن برقرار کند. این اخبار بخصوص برای افرادی که بهر دلیلی  برنامه های خبری طولانی مدت را تماشا نمی کنند مفید و مناسب است . 

 

منبع:  کرایسل،اندرو( 1381)درک رادیو،ترجمه مینو نیکو، تهران، تحقیق و توسعه صدا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 10:14  توسط سهیلاتمدن  |